تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
برخاسته و عرضكرد : يا رسول اللَّه در ميان اين زنان اسير ، خاله‌ها و دايه‌هاى شما ( از قبيلهء بنى اسد ) هستند كه كفالت تو را در كودكى به عهده داشتند ، و اگر ابن ابى شمر ( پادشاه شام ) ، و يا نعمان بن منذر ( پادشاه عراق ) بر ما حكومت ميكردند ، و آنچه را اكنون ما بدان دچار گشته‌ايم در آن وقت دچار آن ميشديم اميد لطف و محبت آنها را نسبت به خود داشتيم و تو بهترين كفيلانى ، آن گاه اشعارى نيز قرائت كرد . رسول خدا - صلى اللَّه عليه و آله - فرمود : كداميك نزد شما محبوبتر است : اسيران ، يا اموال ؟ آنان در پاسخ گفتند : اى رسول خدا ما را ميان شرف و مال مخير ساختى و شرف نزد ما محبوبتر است و با وجود آن ما دربارهء گوسفند و شتر سخنى به زبان نميآوريم ! رسول خدا - صلى اللَّه عليه و آله - فرمود : اما آنچه از اسيران كه در دست بنى هاشم است آنها از شما است ( و من متعهد ميشوم كه آنها را بشما باز گردانم ) و اما آنچه در دست ساير مسلمانان است من با آنها در اينباره سخن ميگويم و براى آزادى آنها نيز وساطت خواهم كرد ، و خودتان نيز با آنها سخن بگوئيد و اسلام خود را آشكار سازيد ( تا مؤثرتر واقع شود ) ! و چون رسول خدا - صلى اللَّه عليه و آله - نماز ظهر را خواند آنها برخاسته همان سخنان را تكرار كردند ، رسول خدا - صلى اللَّه عليه و آله - نيز ( دوباره در ميان مردم ) فرمود : آنچه از آنها كه در دست بنى هاشم هستند من آنها را باز گرداندم و آنچه در دست ساير مسلمانان است هر كه خواهد از روى ميل و رغبت بدون گرفتن فديه ( و پول ) آنها را باز گرداند ، و هر كه خواهد فديه گيرد من فديهء آنها را ميپردازم تا آنها را باز گردانند . بدنبال اين سخن بيشتر مسلمانان حاضر شدند بدون فديه اسيران را باز گردانند و گروه اندكى نيز فديه گرفته و آنها را آزاد كردند ، و پس از آن رسول خدا - صلى اللَّه عليه - و آله - براى مالك عوف پيغام داد كه اگر اسلام آورده پيش ما بيايى اموال و خاندانت را به تو باز گردانم و علاوه صد شتر هم به تو مىدهم ، اين پيغام كه به مالك رسيد از طائف حركت كرده بنزد رسول خدا - صلى اللَّه عليه و آله - آمد و آن حضرت نيز اموال و زن و فرزند او را بوى بازگرداند و صد شتر نيز به دو داد و او را بر مسلمانان قومش امير ساخت .