تفسير
« أَ جَعَلْتُمْ سِقايَةَ الْحاجِّ . . . »
اين جمله در اصطلاح استفهام انكارى است يعنى أهل سقايت حاجيان و تعمير مسجد را برابر قرار ندهيد با كسانى كه ايمان به خدا آورده اند . . . و روى اين معنى بايد لفظ « أهل » در دو جملهء
« سِقايَةَ الْحاجِّ »
و
« عِمارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ »
در تقدير گرفته شود تا مقابله بين شخص باشد . و ممكن است لفظ « اهل » را در تقدير نگرفت ولى در جملهء
« كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ »
مصدرى از لفظ « آمن » تقدير گرفت تا مقابله بين دو فعل باشد و تقدير چنين باشد : « أ جعلتم السقاية و العمارة كايمان من آمن باللَّه . . . » و حسن گفته : سقايت حاجيان عبارت بود از شراب كشمشى كه در ايام حج بحاجيان مىنوشاندند . و منظور خداى تعالى آن است كه اينكارها با ايمان به خدا مقابل نيست .
« وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ »
و بجهاد در راه خدا .
« لا يَسْتَوُونَ عِنْدَ اللَّهِ »
يعنى در فضيلت و ثواب ايندو در پيشگاه خداوند مساوى نيستند .
« وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ »
و خدا مردم ستمكار را به راه ثواب خويش هدايت نميكند چنانچه آن كسانى را كه نسبت به دو عارف هستند و فرمانبردارى او كنند و از نافرمانيش دورى گزينند هدايت فرمايد .
« الَّذِينَ آمَنُوا . . . »
يعنى آنان كه او را تصديق كرده و بيگانگيش اعتراف دارند .
« وَ هاجَرُوا »
و از وطنهاى خود - يعنى سرزمين كفر - بسرزمين اسلام هجرت كنند .
« وَ جاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ . . . »
و در بر خورد با دشمنان دين سختيها را بر جان بخرند ، و بمال و جان جهاد كنند .
« . . . أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ »
منزلت و مقام اينان بزرگتر از ديگرانى است كه چنين نكنند .
« وَ أُولئِكَ هُمُ الْفائِزُونَ »
اينانند كاميابان .
« يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَ رِضْوانٍ »
پروردگارشان اينان را به زبان پيمبران و وعدههايى كه در كتاب خود برحمت و مهر خود در دنيا مژده داده ، يعنى بدان ثوابى