تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
مسجد الحرام را تعمير كرده و منصب سقايت حاجيان را به عهده دارم ؟ و دنبال اين گفتگو بود كه آيه فوق نازل شد . و حاكم ابو القاسم حسكانى بسندش از بريدة روايت كرده كه وقتى شيبة و عباس به يكديگر فخر و مباهات ميكردند ، در اينميان على بن ابى طالب بدانها گذشت و فرمود : بچه چيز به يكديگر مباهات ميكنيد ؟ عباس گفت : فضيلتى را كه من دارم هيچكس دارا نيست ، و آن منصب سقايت حاجيان است . شيبة گفت : و من هم متصدى تعمير مسجد الحرام هستم ! على عليه السلام فرمود : من براى شما شرم دارم زيرا من در كودكى بفضيلتى مفتخر شدم كه شما بدان فضيلت مفتخر نگشتيد ، آن دو گفتند : آن فضيلت چيست ؟ فرمود : بينى شما دو نفر را با شمشير زدم تا وقتى كه به خدا و رسول او ايمان آورديد . عباس كه اين سخن را از على عليه السلام شنيد خشمناك برخاست و هم چنان كه دامنش ( از خشم ) بر زمين كشيده ميشد بنزد رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله آمده گفت : مىبينى كه على با من چگونه روبرو شده و چه ميگويد ؟ حضرت دستور داده فرمود : على را نزد من آريد ، و چون على عليه السلام بنزد آن حضرت آمد رسول خدا ( ص ) به دو فرمود : چرا با عمويت اين گونه سخن گفتى ؟ على در پاسخ آن حضرت عرض كرد : اى رسول خدا من از روى حق و حقيقت با وى سخن گفتم چه او را خوش آيد و چه ناخوش ! در اينوقت جبرئيل نازل شد و سلام پروردگار را برسول خدا رسانيد و سپس اين آيه را نازل كرد . عباس كه اين جريان را مشاهده كرد سه بار گفت : « ما راضى شديم . . . » و در تفسير ابو حمزه است كه چون عباس در جنگ بدر بدست مسلمانان اسير شد جمعى از مهاجر و انصار بنزد او رفته و او را به كفرى كه داشت و پيوند خويشاوندى خود را كه با رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله قطع كرده بود سرزنش و توبيخ كردند ، عباس در پاسخ آنان اظهار كرد : شما چرا كارهاى بد ما را به زبان ميآوريد اما كارهاى خوب ما را كتمان ميكنيد ؟ گفتند : مگر شما كار خوب هم داريد ؟ گفت : آرى به خدا مائيم كه مسجد الحرام را تعمير كرده و پرده دار خانهء كعبه هستيم ، سقايت حاجيان بعهدهء ما است ، و بيچارگان و درماندگان را ما از بند اسارت آزاد كنيم . . . در اينوقت آيه فوق نازل شد .