مهيا كردهاند به چشم مىبيند .
« لا تَبْدِيلَ لِكَلِماتِ اللَّهِ »
يعنى در وعدهء خدا هيچگونه خلافى نيست ، و چنان نيست كه سخن ديگرى بجاى سخن او نهاده شود ، زيرا كلام او حق است ، و در كلام حق هيچگونه خلافى نيست .
« ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ »
يعنى اين بشارتى كه نامش برده شد و در دنيا و آخرت بدانها داده مىشود همان رستگارى و نجات بزرگى است كه هر چيزى در كنار آن كوچك است .
« وَ لا يَحْزُنْكَ قَوْلُهُمْ »
گفتار اينان تو را غمناك نكند ، و صورت اين جمله نهى است ولى منظور تسليت و دلدارى دادن بپيغمبر - صلى اللَّه عليه و آله - در مقابل آزار هاى زبانى و گفتارهاى زنندهء آن مردم است ، يعنى به آزارهاى اينان اهميتى مده و اعتنايى نكن .
« إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعاً »
كه تمام عزت و قدرت از آن خدا است و خداوند بوسيلهء قدرت خويش آزار آنها را از تو دفع خواهد كرد . و برخى گفتهاند : معناى آيه اين است كه گفتار اينان كه تو را جادوگر يا ديوانه ميخوانند غمناك و محزونت نكند كه خداوند به زودى تو را بر آنها يارى مىدهد و آنان را خوار و زبون ميسازد ، و انتقام تو را از آنان ميكشد و خداى تعالى بر اين كار قادر و نيرومند است .
« هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ »
و او شنوا و دانا است كه گفتار آنها را ميشنود و نهادشان را مىداند و كيفرشان را خواهد داد و شر آنها را از تو دور كرده و نقشههاى شوم و زيانشان را بخودشان باز ميگرداند .
ارتباط اين آيات :
اما وجه ارتباط آيهء اول با آيات قبلى بدانجهت است كه چون در آن آيات سخن از مؤمن و كافر بود خداى تعالى دنبال آن بيان فرمود كه براى دوستان و اولياء او ترس و خوفى نيست . و برخى گفتهاند : چون خداى تعالى جريان شماره كردن و بررسى اعمال بندگانش را ذكر فرمود به دنبال آن دوستان خود را بشارت داده و نعمت