تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
اعوجاج در پاها . حميم : آبى را گويند كه با آتش داغ شده و بحدّ اعلاى داغى رسيده است .

تفسير :

« إِنَّ رَبَّكُمُ »
يعنى آفريدگار و خالق و مالك تدبير كار شما و كسى كه پرستش او بر شما واجب است .
« اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ »
خدايى است كه آسمانها و زمين را پديد آورد ، و با اينهمه عجائب صنعت و حكمتهاى بديع آفريد .
« فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ »
در شش روز بدون كم و زياد با اينكه خدا قادر بود آنها را دفعتاً ايجاد كند ، و جهت آن همان مصلحت حال فرشتگان و عبرت آنان و غير آنها در اطلاع از اين جريان بود ، و همچنين تغيير حال انسانها و بيرون آمدن ميوه‌ها و گلها تدريجاً كه هر يك براى تدبر و عبرت آنان تأثير بيشترى داشت با اينكه خداوند قادر بود كه تمامى آنها را در مدتى كمتر از يك چشم بهمزدن بيافريند زيرا اين ترتيب تدريجى خلقت توهم تصادف و اتفاق در خلقت را ضعيف‌تر ميسازد .
« ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ »
تفسير آن در سورهء اعراف گذشت ، و بعضى گفته‌اند : منظور از عرش در اينجا آسمانها و زمين است . زيرا آنها بناى او است و عرش نيز بمعنى بنا است ، و اما آن عرش معظمى كه خدا فرشتگان را ملزم بر گردش بدور آن و اعظام و تكريمش فرموده ، و منظور خداى تعالى در آيهء
« الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ »
« 1 » نيز مىباشد ، غير از اين عرش است . و برخى گفته‌اند : « ثم » در اينجا به معناى « واو » است ( يعنى : و استوى على العرش ) . و ديگرى گفته : لفظ « ثم » و در اينجا براى فهماندن معناى تدبير در كار آمده ، يعنى پس از آنكه آسمانها و زمين را آفريد دست به كار تدبير ( و ادارهء كار ) آنها شد چنانچه استواء پادشاه بر تاج و تخت پادشاهى به آنست كه بتدبير كار استيلا يابد و چون تدبير همهء كارها از طرف عرش صادر گردد از اينرو نام عرش ذكر شده و به همين جهت است
هامش
( 1 ) - سورهء غافر آيهء 7 .