و مجاهد گفته : اين آيه دربارهء جمعى از اصحاب رسول خدا - صلى اللَّه عليه و آله - نازل شد كه به باديههاى اطراف رفته بودند و ضمن تحصيل و جمع آورى اموال بمردمى هم كه برخورد كردند آنان را بهدايت دعوت نمودند ، مردم به آنها گفتند : شما كار خوبى نكردهايد كه پيغمبر خود را رها كرده و بنزد ما آمدهايد ، اين گفتار سبب شد كه اينها در دل غمناك گردند و بالآخره همگى از باديه بسوى مدينه حركت كرده و بنزد رسول خدا - صلى اللَّه عليه و آله - آمدند ، خداى عز و جل بدنبال كوچ كردن دستجمعى آنان از باديه آيهء فوق را نازل فرمود .
تفسير :
پس از اينكه خداى تعالى در آيات پيشين با بهترين طرز ممكن مسلمانان را به جهاد تشويق نمود و آنها را از سرپيچى و تخلف از آن سرزنش فرمود ، در اين آيه بيان فرمايد كه در چه مواردى ميتوان از اين امر تخلف كرد .
« وَ ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً »
اين جمله به صورت نفى است ولى معناى آن نهى مىباشد يعنى مؤمنان نبايد همگى بسوى جهاد رفته و پيغمبر را تك و تنها بگذارند .
و جبائى گفته : يعنى مؤمنان نبايد همگى به منظور ياد گرفتن احكام دين از شهرهاى خود كوچ كنند و بنزد پيغمبر - صلى اللَّه عليه و آله - بيايند و ديار خود را خالى سازند .
« فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ »
و در معناى اين آيه چند وجه گفتهاند :
1 - ابن عباس و قتاده و ضحاك گفتهاند : معناى آيه اين است كه چرا نبايد از هر قبيله گروهى بجنگ بروند و گروهى ديگر براى ياد گرفتن احكام دين نزد پيغمبر - صلى اللَّه عليه و آله - بمانند ، يعنى آنها كه ماندهاند قرآن را ياد گرفته و دستورات الهى و احكام و سنتها را بياموزند ، و اگر آياتى از قرآن در زمان غيبت مجاهدان و سربازان اسلام نازل شد ماندگان در نزد رسول خدا - صلى اللَّه عليه و آله - آنها را ياد گيرند تا پس از اينكه مجاهدان برگشتند آنها را بديشان ياد دهند و بگويند : پس از رفتن