به بناى كنارهءجويى ويران يعنى همانطور كه بناى بر كناره جوى ويران در آب فرو ميريزد هم چنان بناى اينان در آتش دوزخ سقوط كرده و فرو ميريزد .
يعنى عمل شخص متقى و پرهيزگار با عمل آدم منافق مساوى نيست زيرا كارهاى اشخاص متقى بر اصل صحيح و ثابتى استوار است و عمل منافق بر اصل ثابتى استوار نبوده و سريع الزوال است .
« فَانْهارَ بِهِ فِي نارِ جَهَنَّمَ »
ترجمه و تفسيرش گذشت ، و از جابر بن عبد اللَّه روايت شده كه گفت مسجد ضرار را ( پس از سوختن ) ديدم كه از آن دودى بيرون ميآمد .
« لا يَزالُ بُنْيانُهُمُ الَّذِي بَنَوْا رِيبَةً فِي قُلُوبِهِمْ »
يعنى پيوسته اين بنائى كه كرده بودند موجب شك و ترديد در دلهاشان شده بود كه در ظاهر تظاهر باسلام ميكردند و در باطن بر نفاق خود پايدار بودند .
و گفته شده معناى آن ناراحتى و خشمى بود كه در دلهاشان پديد آمده بود . و بقول ديگر حسرتى بود كه در دلهاشان پديدار گشته و در آن حسرت بسر ميبردند .
« إِلَّا أَنْ تَقَطَّعَ قُلُوبُهُمْ »
يعنى تا وقتى كه بميرند . و مراد آيه اين است كه آنها از خطا و گناه خود دست نميكشند و توبه نميكنند تا اينكه بر نفاق و كفرشان بميرند و چون مردند بوسيلهء مرگ ، كيفر دست كشيدن از ايمان و ثبات در كفر را ببينند .
و برخى گفتهاند : معناى آن اين است كه مگر توبه كنند توبهاى كه از شدت پشيمانى و حسرت بر گذشته دلهاشان پاره پاره شود .
« وَ اللَّهُ عَلِيمٌ »
و خدا آگاه است به انديشههاى آنها در ساختن مسجد ضرار .
« حَكِيمٌ »
و فرزانه است در دستورى كه براى ويرانى و جلوگيرى از اقامهء نماز در آن داده است
.