عبد المنذر ، و ثعلبة وديعة ، و اوس بن حذام كه از رفتن با رسول خدا - صلى اللَّه - عليه و آله - به تبوك خوددارى و تخلف كردند ، و چون آياتى را كه دربارهء متخلفين از آن حضرت نازل شد شنيدند يقين به هلاكت خود كرده و خود را بستونهاى مسجد مدينه بستند و هم چنان بودند تا وقتى كه آن حضرت از تبوك بازگشت جوياى حال آنها شد ، به دو گفتند : اينان خود را بستونهاى مسجد بسته و قسم خوردهاند خود را باز نكنند تا رسول خدا - صلى اللَّه عليه و آله - بدست خود آنان را باز كند ، حضرت فرمود :
من نيز قسم ميخورم كه آنها را باز نكنم تا دستورى دربارهشان برسد . و چون اين آيه نازل شد حضرت به مسجد آمده آنها را باز كرد ، آن سه نفر رفتند و اموال خويش را بنزد رسول خدا - صلى اللَّه عليه و آله - آورده گفتند : اين اموال ما است كه ما را از آمدن با تو بازداشت اكنون آنها را بگير و صدقه بده .
رسول خدا - صلى اللَّه عليه و آله - فرمود : دستورى دربارهء آنها به من نرسيده ، تا اينكه آيهء ( بعدى ) :
« خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً . . . »
نازل شد .
و على بن ابى طلحة و ابن عباس گفتهاند : آنان ده نفر بودند كه از آن جمله ابو لبابة بود .
و سعيد بن جبير و زيد بن اسلم گفتهاند : آنان هشت تن بودند كه از آنها بود :
ابو لبابه و هلال و كردم و ابو قيس .
و قتادة گفته : هفت نفر بودند . و برخى ديگر گفتهاند : پنج نفر بودند .
و از امام باقر عليه السلام روايت شده كه آن حضرت فرمود : اين آيه دربارهء ابو لبابة نازل شد و نام شخص ديگرى را ذكر نفرموده . و سبب نزول آن در اين روايت داستان بنى قريظة و سخن ابو لبابة است كه بدانها گفت : اگر به حكم رسول خدا - صلى اللَّه عليه و آله - تن دهيد كشته خواهيد شد ، چنانچه مجاهد نيز همين قول را اختيار كرده است .
و زهرى گفته : آيه دربارهء خصوص ابو لبابة نازل شد كه در جنگ تبوك از رفتن با رسول خدا - صلى اللَّه عليه و آله - خوددارى كرد و پس از آن به شرحى كه در بالا