روز دوشنبه مبعوث بنبوت شد ، و على عليه السلام روز سهشنبه ( يعنى روز ديگر ) مسلمان شد و نماز خواند .
مجاهد و ابن اسحاق گفتهاند : على عليه السلام ده ساله بود كه ايمان آورد ، و پيوسته با رسول خدا - صلى اللَّه عليه و آله - بود ، چون كه آن حضرت او را از پدرش ابو طالب گرفته و بنزد خود برد و در كنار خود تربيتش كرد و هم چنان با آن حضرت بود تا وقتى كه مبعوث بنبوت شد .
و كلبى گفته : هنگامى كه على عليه السلام مسلمان شد نه ساله بود .
و أبو الأسود گفته : دوازده ساله بود ، و اين سخنى است كه سيد ابو طالب هروى گفته و صحيح هم همين است .
و در تفسير ثعلبى است كه اسماعيل بن اياس بن عفيف از پدرش از جدش عفيف روايت كرده كه گفت : من تجارت ميكردم و در ايام حج به مكه رفتم و بخانهء عباس بن - عبد المطلب كه سابقهء رفاقتى با او داشتم وارد شدم ، و او شغلش آن بود كه بيمن ميرفت و عطر ميخريد و در ايام حج در مكه ميفروخت ، روزى من و عباس در منى بوديم كه ديدم هنگام زوال خورشيد جوانى بيامد و نگاهى به آسمان كرد آن گاه به سمت كعبه ايستاد و طولى نكشيد پسرى بيامد و در طرف راستش بايستاد و بدنبال او زنى آمد و پشت سر آن دو ايستاد ، آن جوان به ركوع رفت آن دو نيز به ركوع رفتند ، از ركوع برخاسته به سجده رفت آن دو نيز به سجده افتادند ، از سجده برخاست آن دو نيز برخاستند .
من كه آن جريان را ديدم بعباس گفتم : جريان بزرگى را مشاهده ميكنم ! گفت : آرى جريان بزرگى است ! گفتم : اين چيست ؟ پاسخ داد : اين جوان برادر زادهء من محمد بن عبد اللَّه بن عبد المطلب است كه عقيده دارد خدا او را به پيغمبرى برانگيخته و به زودى گنجهاى امپراطور ايران و روم را فتح مىكند ، و آن پسر على بن ابى طالب است ، و آن زن خديجه دختر خويلد همسر او است و اين هر دو بدين او در آمدهاند ، و سوگند به خدا كه در روى كرهء زمين كسى جز همين سه نفر پيرو اين دين نيستند .
عفيف كندى ( راوى حديث ) پس از اينكه مسلمان شد ميگفت : اى كاش من
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 195
مساهمون: الشيخ الطبرسي
ص١٩٥