تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
كه ايشان نميدانند ( 93 ) .

شرح لغات :

نصح : اخلاص عمل از غش . حمل : به معناى دادن مركبى از اسب و شتر و غيره . فيض : لبريز شدن . حزن : سوزش دل بخاطر از دست رفتن چيزى .

شأن نزول :

گويند : آيهء اول دربارهء عبد اللَّه بن زائدة - ابن ام مكتوم معروف - كه در ضمن از چشم نابينا بود نازل شد كه وى بنزد رسول خدا - صلى اللَّه عليه و آله - آمده عرض كرد : اى رسول خدا من پيرى ناتوان و نابينا و لاغر اندام هستم و كسى هم كه دستم را در راهها بگيرد ندارم آيا به من اجازهء ماندن در شهر را ميدهى ؟ حضرت در پاسخ او خاموش شد تا اينكه اين آيه نازل گشت . و اين سخنى است كه ضحاك در تفسير آيه گفته است . و قتاده گفته : دربارهء عائد بن عمرو و يارانش نازل گشت . و آيهء دوم درباره « بكاؤن » ( گريه كنندگان معروف ) نازل گشت - و آنها هفت نفر بودند بنامهاى : عبد الرحمن بن كعب ، عقبة بن زيد ، عمرو بن غنمة ، و اين سه نفر از بنى النجار بودند - و سالم بن عمير ، و هرم بن عبد اللَّه ، و عبد اللَّه بن عمرو بن عوف ، و عبد اللَّه بن مغفل - و اين چهار نفر از مزينه هستند - اينان بنزد رسول خدا - صلى اللَّه عليه و آله - آمده گفتند : اى پيغمبر خدا ما را بر مركبى سوار كن ( تا همراهت به جنگ بيائيم ) چون كه ما مركبى نداريم ، حضرت در پاسخشان فرمود : مركبى ندارم . و اين تفسيرى است كه ابو حمزهء ثمالى براى آيه كرده است . و محمد بن كعب و ابن اسحاق گويند : آيه دربارهء هفت تن از قبائل مختلف نازل شده كه نزد آن حضرت آمده گفتند : بما كفش و مركب بده . . . و مجاهد گفته : آنها گروهى از قبيلهء مزينه بودند .