و از پيغمبر - صلى اللَّه عليه و آله - روايت شده كه فرمود : « عدن » آن خانهاى است كه خدا آفريده و چشمى آن را نديده و بر دل افراد بشر خطور نكرده و جز سه دسته در آن مسكن نگيرند : پيمبران ، صديقان ، شهيدان ، خداى عز و جل بدان گويد : خوشا به حال كسى كه در تو در آيد .
« وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ »
و خوشنودى خداى تعالى از آنها ، بالاتر از همهء اينها است .
جبائى گفته : و اينكه خوشنودى خدا بالاتر از همهء آن پاداشها است بدان جهت است كه هيچيك از آنها جز بواسطهء خوشنودى او حاصل نگردد ، و همان خوشنودى او است كه انسان را بدان ثواب وادار كند .
و حسن گفته : بدانجهت است كه سرورى كه از رضايت خدا بر انسان دست دهد از همهء آنها بالاتر است .
« ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ »
يعنى اين نعمتهايى كه شرحش داده شد كاميابى بزرگى است كه چيزى بزرگتر از آنها نيست . آن گاه خداى سبحان دستور جهاد داده فرمايد :
« يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ الْكُفَّارَ »
يعنى با شمشير و كارزار .
« وَ الْمُنافِقِينَ »
و در اينكه جهاد با منافقان چگونه است اختلاف شده :
جبائى گفته : يعنى با زبان و موعظه و تهديد . و ديگرى گفته : يعنى با اجراء حدود بر آنها ، زيرا بهرهء آنها در اينباره بيش از ديگران بوده « 1 » ، و برخى چون ابن مسعود گفتهاند : جهاد با منافقان بسه نوع است ، - يعنى بهر نوع كه ممكن بود - :
نخست بوسيلهء دست ، و اگر نتوانست با زبان ، و اگر با زبان هم نتوانست با دل و قلب ،
هامش
( 1 ) - اين جمله جوابى از سؤال مقدر است كه اگر كسى بگويد : اجراء حدود اسلام بر هر - گناهكارى واجب است و اختصاصى بمردم منافق ندارد ؟ در جواب گفته شود كه بيشتر كسانى كه در زمان رسول خدا - صلى اللَّه عليه و آله - بخاطر انجام گناهان حد بر آنها جارى ميشد همين منافقان بودند و بهرهء آنها بيش از ديگران بود .