كلام آن است كه او خير مىشنود و بدان عمل مىكند .
( و اين دو معنا روى آن است كه « اذن خير » را به صورت اضافه « اذن » به « خير » بخوانيم ، چنانچه قرائت مشهور است ) و اما روى قرائت « اذن خير » كه « خير » صفت « اذن » باشد ( چنانچه قتاده و عيسى بن عمر و جمعى خواندهاند ) معنى چنين مىشود : بگو گوش بودن او براى شما بهتر است ( و بصلاح شما است ) زيرا عذر شما را مىپذيرد و سخنتان را استماع مىكند ، و اگر عذر شما را نپذيرد براى شما شرّ است ، پس چگونه او را در چيزى كه بنفع شما است عيبجويى ميكنيد ؟
« يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ »
معناى اين آيه آن است كه گوش بودن او بر او زيان نرساند زيرا وى گوش خوبى است كه نمىپذيرد جز خبر راستى را كه از جانب خدا باشد ، و آنچه را مؤمنان نيز به دو گزارش دهند تصديق كرده و از آنها مىپذيرد نه آنچه منافقان گويند ، و اين تفسيرى است كه از ابن عباس نقل شده و روى اين تفسير معناى ايمان آن حضرت بمؤمنان ( در جملهء
وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ
) همان تصديق سخن ايشان است .
و برخى گفتهاند : معناى
« يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ »
آنست كه آن حضرت مؤمنان را در آنچه بدانها رسد امانشان دهد ، ولى بمنافقان امان ندهد و آنها هميشه در خوف و ترس بسر مىبرند اگر چه قسم بخورند .
« وَ رَحْمَةٌ لِلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ »
يعنى آن حضرت براى آنها ( كه ايمان آوردهاند ) رحمتى است ، زيرا اينان بوسيلهء هدايت و دعاى او موفق به قبول ايمان شدند .
« وَ الَّذِينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ »
يعنى در آخرت .
« يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَكُمْ لِيُرْضُوكُمْ »
خداى سبحان خبر ميدهد كه اين منافقان براى عذر خواهى و جلب رضايت شما به خدا قسم ميخورند كه آنچه از آنها بسمع شما رسيده دروغ است .
« وَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَحَقُّ أَنْ يُرْضُوهُ »
يعنى خدا و پيغمبر او شايستهتر و سزاوارترند كه