( 1 ) على عليه السلام به او فرمود : تو هم داخل قبر شو ، اوس داخل قبر شد و در دفن جنازه با آنها كمك كرد ، شقران جسد آن حضرت را در ميان قبر گذارد و خاك روى آن ريختند .
مغيرة بن شعبة مدعى بود كه آخرين كسى كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله را ديد من بودم ، زيرا هنگامى كه مىخواستند خاك روى قبر بريزند من انگشتر خود را عمدا در قبر انداختم و بمردم گفتم : صبر كنيد تا من انگشترم را بيرون بياورم ، و مقصودم از اين كار آن بود كه براى آخرين بار جسد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله را لمس كنم ، ولى هنگامى كه اين حديث را در زمان عمر يا عثمان براى على بن ابى طالب عليه السلام نقل كردند على عليه السلام او را تكذيب كرده فرمود : دروغ گفته آخرين كسى كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله را ديد قثم بن عباس بود .
و از عائشة نقل شده كه آخرين سخن رسول خدا صلى اللّه عليه و آله اين بود كه فرمود :
خدا بكشد مردمى كه قبور پيمبرانشان را مسجد قرار ميدهند ، و در حديث ديگرى است كه فرمود : در جزيرة العرب دو مذهب نشايد .
و پس از رحلت رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بسيارى از قبائل عرب مرتد شدند ، و جمع كثيرى از مردم مكه نيز مىخواستند از اسلام برگردند بطورى كه عتاب بن اسيد ( كه در آن زمان والى مكه بود ) بوحشت افتاد و پنهان شد ولى سهيل بن عمرو در ميان مردم بپاخاسته و پس از حمد و ثناى الهى جريان رحلت رسول خدا صلى اللّه عليه و آله را گوشزد مردم كرده سپس گفت : مرگ آن حضرت هيچگونه سستى و فتورى در دين اسلام ايجاد نخواهد كرد و قدرتش را بيشتر كرده و هر كس كه بخواهد بر عليه اين دين اقدامى بكند گردنش را خواهيم زد ، و همين خطابه موجب شد كه مردم آرام شوند و آنان كه تصميم داشتند از دين اسلام بيرون روند از تصميم خود باز گردند و عتاب بن اسيد نيز خود را ظاهر كند .
و مقصود رسول خدا صلى اللّه عليه و آله نيز كه ( پس از جنگ بدر [ ( 1 ) ] دربارهء سهيل بعمر
هامش
[ ( 1 ) ] به شرحى كه در صفحهء 47 از همين جلد گذشت .