( 1 ) فرمود : « شايد روزى زبانش مورد استفاده قرار گيرد » همين جا بود [ ( 1 ) ] .
ضمنا ابن هشام در داستان معراج رسول خدا صلى اللّه عليه و آله [ ( 2 ) ] حديثى از امير المؤمنين عليه السلام دربارهء اوصاف و شمائل رسول خدا صلى اللّه عليه و آله ذكر كرده بود كه چون به نظر ما نقل آن در آنجا مناسبت نداشت موكول به آخر كتاب كرديم و در پاورقى نيز تذكر داديم و اينك بترجمهء آن حديث مبادرت ميكنيم ، بارى ابن هشام بسند خود از على بن ابى طالب عليه السلام روايت كرده كه آن جناب رسول خدا صلى اللّه عليه و آله را چنين توصيف ميكرد :
رسول خدا صلى اللّه عليه و آله در قامت نه بلند كشيده بود و نه بسيار كوتاه بلكه قامتش متوسط بود ، موى آن حضرت نه بسيار مجعد و نه كاملا باز بلكه ميانه حال بود از نظر جسم نيز متوسط بود ، صورتش كشيده و رنگش گندمگون بود ، چشمانش مشگى و داراى مژگان بلندى بود ، استخوانهاى بالاى مفاصل و بازوان آن حضرت درشت و قوى ، و از سينه تا ناف او خطى موئى كشيده شده بود ، و بطور كلى بدنش كم مو بود ، دستها و پاهاى آن حضرت پرگوشت و سطبر بود ، هر گاه راه ميرفت روى پا بند نميشد و گويا از جائى سرازير مىشود ، و هر گاه بر ميگشت با همه بدن برميگشت ميان دو كتفش مهر نبوت قرار داشت . او كه خاتم پيمبران بود از نظر سخاوت از همهء مردم سخاوتش بيشتر و در دلدارى از همه دلدارتر و در گفتار از همه راستگوتر و در عهد و پيمان از همگان باوفاتر و در معاشرت از همه خوش برخوردتر بود ، هر كه براى اولين بار با او برخورد ميكرد هيبتش او را ميگرفت و هر كه با او آميزش داشت او را از دل دوست ميداشت ، و بطور كلى نه پيش از او و نه بعد از او نظيرش را نديدم درود و تحيت خدا بر او باد .
پايان جلد دوم
خداى تعالى را سپاسگزارم كه توفيق ترجمهء اين جلد را نيز به اين بنده عنايت فرمود و اميد است با پاورقيهاى سودمندى كه در بسيارى از موارد نگاشتيم رويهمرفته اين كتاب مورد استفاده خوانندگان پارسى زبان قرار گرفته ادامهء توفيقات اين حقير بىبضاعت را در خدمت بعالم دين و دانش از خداى تعالى مسئلت دارند و ضمنا چنانچه باشتباهى برخوردند بوسيلهء ناشر محترم بما تذكر دهند تا در چاپهاى بعدى اصلاح گردد . و الحمد للّه اولا و آخرا بتاريخ 10 صفر الخير 1389 قمرى مطابق با 6 / 2 / 48 . سيد هاشم رسولى محلاتى
هامش
[ ( 1 ) ] ابن هشام در اينجا اشعارى را كه حسان در مرثيهء رسول خدا ( ص ) سروده است ذكر مىكند و با ذكر آن اشعار كتاب را بپايان مىرساند .
[ ( 2 ) ] صفحه 255 جلد اول .