( 1 ) آن حضرت را بر سينهء خود گذارده بود و عباس و فضل و قثم در حركت دادن و چپ و راست كردن بدن به او كمك مىكردند و اسامة و شقران هم آب ميريختند و على بن ابى طالب عليه السلام او را از زير پيراهن غسل ميداد و ميگفت : پدر و مادرم بفدايت كه چه اندازه در زندگى و پس از مرگت پاكيزهاى و چون از غسل فارغ شدند او را با سه پارچه « صحارى » و يك پارچه برد « حبرة » [ ( 1 ) ] كفن كردند .
و چون خواستند قبر آن حضرت را حفر كنند عباس بن عبد المطلب دو نفر را مأمور كرد تا يكى بسراغ ابو عبيدة بن جراح قبر كن اهل مكه برود و ديگرى را بسراغ ابو طلحة زيد بن سهل انصارى قبر كن اهل مدينه فرستاد ، ابو عبيدة برسم اهل مكه براى قبر لحد نميگذارد ولى ابو طلحة برسم اهل مدينه براى قبر لحد مىساخت عباس گفت : بار خدايا هر چه شايسته ميدانى براى پيامبرت اختيار كن ، و از اتفاق آن كس كه بدنبال ابو طلحة رفته بود او را پيدا كرد و براى حفر قبر بنزد عباس آورد و او برسم اهل مدينه قبرى براى آن حضرت حفر كرد و لحدى براى آن قرار داد .
و چون از تجهيز رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فارغ شدند جسد را روى سريرى گذاردند و در بارهء مكان دفن ميان مسلمانان اختلاف شد كه آيا او را در مسجد دفن كنند يا پيش اصحاب آن حضرت ابو بكر گفت : من از آن حضرت شنيدم كه مىفرمود : هر پيغمبرى در هر كجا كه بميرد در همانجا دفن مىشود ، و از اين رو آنجا را حفر كرده و مردم دسته دسته آمدند و بر جنازهء آن حضرت نماز ميخواندند ابتداء مردان ، و سپس زنان و پس از آن كودكان به ترتيب مىآمدند و نماز خوانده از اطاق خارج مىشدند و سپس در نيمهء شب چهارشنبه جنازهء آن حضرت را دفن كردند .
و كسانى كه جنازه را دفن كردند عبارت بودند از على بن ابى طالب و فضل بن عباس و قثم بن عباس ، و شقران غلام رسول خدا صلى اللّه عليه و آله ، و اوس بن خولى كه در خانه نشسته بود بعلى بن ابى طالب عليه السلام عرض كرد : يا على تو را به خدا سوگند ما را هم در اين افتخار شريك كن !
هامش
[ ( 1 ) ] صحار نام شهرى است در يمن و حبرة نيز نوعى از بردهاى يمنى است .