( 1 ) حواريين را دعوت كرد ( و آنها را به اطراف جهان فرستاد ) پس آنها را كه به جاهاى نزديك فرستاد خوشنود و راضى بودند ولى آنهايى را كه به جاهاى دور فرستاد ناراضى
هامش
[ ( ) ] منكرش را لعنت كن و بر هر كس كه حقش را منكر شود خشم كن . بار خدايا تو در اين باره نازل فرمودى : « امروز دين را براى شما كامل گرداندم » ( سورهء مائده آيه 3 ) يعنى بوسيلهء امامت على ، پس هر كه از او و از فرزندان من كه از صلب اويند تا روز قيامت اقتداء نكند آنان اعمالشان بهدر رفته و در آتش دوزخ براى هميشه باقى خواهند بود . . . .
« همانا ابليس آدم عليه السلام را با اينكه برگزيدهء خدا بود از راه حسد از بهشت بيرون كرد پس حسد مبريد كه اعمالتان از بين رفته و پاهايتان بلغزد ، و دربارهء على سورهء و العصر نازل گرديد .
« اى مردم به خدا و رسولش و نورى كه با او نازل شده ايمان آوريد پيش از آن كه بزرگانى را از ميان ببريم و كارشان را وارونه كنيم يا مانند يهود لعنتشان كنيم ، و ( بدانيد كه ) نور خدا در من است و پس از من در على و پس از او در نسل او تا قائم مهدى خواهد بود « اى مردم به زودى پس از من پيشوايانى خواهند بود كه مردم را به آتش دوزخ بخوانند و روز قيامت يارى نشوند ، و خدا و من از ايشان بيزاريم ، آنها و ياران و پيروانشان در پائين ترين جاى دوزخ خواهند بود ، و به زودى اين امامت را يك سلطنت و حكومت غصبى قرار خواهند داد ، در چنين وقتى است كه ( عذاب ) بشما ميرسد و زبانههائى از آتش و دود بشما فرستاده شود و ياورى نخواهيد داشت . . . تا به آخر حديث .
اين بود يكى از احاديثى كه اهل سنت دربارهء غدير خم نقل كردهاند و چون جامعتر از ساير احاديثى بود كه نقل كردهاند ما آن را انتخاب كرديم و بدين مضمون چنان چه گفتيم حدود سيصد و شصت نفر از علماى اهل سنت حديث مزبور را بطرق مختلف در كتابهاى خود روايت كردهاند كه از آن جمله است :
ترمذى در كتاب صحيح ( ج 2 ص 298 ) ابن ماجه در سنن ( ج 1 ص 43 - 44 ) و احمد بن حنبل در مسند ( ج 1 ص 84 و 88 و 118 و 119 و 152 و بيش از ده جاى ديگر ) و نسائى در كتاب خصائص ( ص 21 و 24 و 46 و 40 ) و ابن عبد ربه اندلسى در عقد الفريد ( ج 3 ص 94 و 284 ) و خطيب بغدادى در تاريخ بغداد ( ج 7 ص 377 و ج 8 ص 290 و ج 14 ص 436 ) و حاكم نيشابورى در مستدرك ( ج 3 ص 10 - 110 ) و يوسف بن عبد البر در استيعاب ( ج 2 ص 560 ) و ابو نعيم در حلية الاولياء ( ج 4 ص 23 و 356 و ج 5 ص 26 و 364 ) و ابن