( 1 ) در آنجا داشت بماند ، مغيرة وارد طائف شد و كلنگى را بدست گرفته به بالاى لات رفت و قوم او از ترس آنكه مبادا مغيرة نيز بسرنوشت عروة بن مسعود دچار شود براى حمايت از او اطرافش را گرفتند و مغيرة مشغول منهدم ساختن بت مزبور گرديد .
زنان ثقيف كه چنان ديدند با سر و روى باز از خانهها بيرون ريخته و براى لات مىگريستند و اين اشعار را مىخواندند :
لتبكينّ دفّاع * اسلمها الرضّاع
لم يحسنوا المصاع
( يعنى براى لات بايد گريست كه پست فطرتان او را تسليم كردند و در راه دفاع از او شمشير نزدند ) .
اسلام ابو مليح بن عروة و قارب بن اسود و پرداخت بدهى عروة و قارب از اموال « لات » :
عروة بن مسعود كه شرح حالش گذشت برادرى داشت بنام اسود كه پيش از اينكه مسلمان شود به حال شرك از دنيا رفت ، و پس از اينكه عروة مسلمان شد و بدست افراد ثقيف بقتل رسيد فرزند او بنام ابو مليح با پسر عمويش قارب بن اسود بنزد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله آمده مسلمان شدند و تصميم گرفتند ديگر بنزد ثقيف نروند و براى هميشه از آنها دورى گزينند ، طولى نكشيد كه هيئت اعزامى ثقيف ( به شرحى كه گذشت ) بمدينه آمدند و اسلام اختيار كردند ، و هنگامى كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله ابو سفيان و مغيرة را فرستاد تا لات را منهدم ساختند ابو مليح از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله درخواست كرد بدهى عروة بن مسعود را از اموالى كه از « لات » بدست آمده بپردازند . رسول خدا صلى اللّه عليه و آله با اين درخواست موافقت فرمود ، قارب بن اسود نيز ( بطمع افتاده ) عرض كرد : يا رسول اللّه بدهى اسود را نيز از اين اموال بپردازيد ؟ رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود : اسود در حال شرك از دنيا رفته است ؟ قارب عرض كرد :
درست است كه ( پدرم ) اسود در حال شرك مرده ولى شما شخص مسلمانى را كه پيوند خويشى با شما دارد مورد مرحمت خويش قرار ميدهيد - و مقصود از اين كلام خودش