تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
( 1 ) كرده است كه چون براى عموم خوانندگان مورد استفاده نبود از ترجمهء آن خوددارى شد [ ( 1 ) ] .

وفات سعد بن معاذ :

چون كار يهود بنى قريظة بپايان رسيد زخم سعد بن معاذ سر باز كرد و همان سبب فوت او گرديد . و در حديث است كه جبرئيل نيمه شبى كه سعد بن معاذ در آن شب از دنيا رفت در حالى كه عمامهء از استبرق بر سر داشت بنزد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله آمده گفت : اين كيست كه از دنيا رفته و در مرگ او عرش بلرزه در آمده و درهاى آسمان براى او باز شده ؟ رسول خدا صلى اللّه عليه و آله با شتاب از جا برخاست و بسوى خانهء سعد حركت كرد و هنگامى كه بدانجا رسيد گفتند : سعد از دنيا رفت . و در حديث است كه هنگامى كه جنازهء سعد را برداشتند با اينكه او مردى تنومند بود ديدند جنازه سبك است ، برخى از منافقين در اين باره سخنى گفتند و چون رسول خدا صلى اللّه عليه و آله مطلع شد فرمود : كسان ديگرى غير از شما در حمل جنازه كمك كردند ، و سوگند بدانكه جانم بدست او است فرشتگان همديگر را بآمدن روح سعد بشارت دادند و عرش خدا در مرگ او لرزيد . و در حديثى از جابر بن عبد اللّه روايت كنند كه گفت : هنگام دفن سعد بن معاذ ما همراه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بوديم ، و چون او را دفن كردند ناگاه ديديم رسول خدا صلى اللّه عليه و آله « سبحان اللّه » گفت مردم نيز با او آن ذكر را گفتند ، پس از چند دقيقه گفت « اللّه اكبر » مردم نيز گفتند ، آنگاه از آن حضرت پرسيدند : يا رسول اللّه چرا « سبحان اللّه » بر زبان جارى كردى ؟ فرمود : قبر او را فشارى داد ، و سپس رهايش كرد . و در حديثى از آن حضرت نقل كنند كه فرمود : براى قبر فشارى است كه اگر
هامش
[ ( 1 ) ] صفحات 245 - 250 ج 2 سيرة .