تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 14

مساهمون:

ص١٤
( 1 ) اين حرف كه از دهانشان بيرون آمد از زدنشان دست كشيدند . رسول خدا صلى اللّه عليه و آله به ركوع رفت و سجدتين را بجاى آورد و سلام نماز را كه داد فرمود : هنگامى كه اين دو بشما راست گفتند كتكشان زديد و چون دروغ گفتند رهاشان كرديد . به خدا اينها راست گفتند و از طرف قريش هستند نه كاروان ابو سفيان سپس رو بآندو كرده فرمود : اينك اخبار قريش را به من بگوييد ؟ گفتند : به خدا آنها پشت اين تپه كه از دور پيدا است مىباشند . رسول خدا صلى اللّه عليه و آله پرسيد : عدّهء آنها چقدر است ؟ گفتند : بسيارند . فرمود : نفراتشان چقدر است ؟ گفتند : نميدانيم ! حضرت پرسيد : هر روز چند شتر ميكشند ؟ جواب دادند : بعضى از روزها نه شتر و گاهى ده شتر . رسول خدا صلى اللّه عليه و آله تأملى كرده فرمود : اينها بين نهصد تا هزار نفر هستند . دوباره رو بآندو كرده پرسيد : از اشراف و بزرگان قريش چه كسانى در ميان ايشان هست ؟ گفتند : عتبة بن ربيعة ، شيبه برادرش ، ابو البخترى بن هشام ، حكيم بن حزام ، نوفل بن خويلد ، حارث بن عامر ، طعيمة بن عدى ، نضر بن حارث ، زمعة بن اسود ، ابو جهل بن هشام ، امية بن خلف ، نبيه و منبه پسران حجاج ، سهل بن عمرو ، عمرو بن عبد ود . . . رسول خدا صلى اللّه عليه و آله كه نام اين عده را شنيد رو به مسلمانان كرده فرمود : مكه جگر گوشه‌هاى خود را بسوى شما فرستاده است !
السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 14 | ابن هشام الحميري / سيد هاشم رسولي محلاتى