( 1 ) مردى از نسأة [ ( 1 ) ] از قبيله كنانه خشم كرده از شهر و ديار خويش بسوى صنعاء بيرون آمد و يكسره بمعبد قليس رفت و آنجا را بتمامت آلوده ساخت ، و از آن جا بيرون آمده بسر زمين خويش فرار كرد .
جريان را بأبرهة گزارش دادند ، پرسيد : آن كس كه اين عمل را انجام داده كيست ؟ گفتند : مردى از عرب و از طرفداران معبدى است كه در مكه قرار دارد و هر ساله اعراب در كنار آن حج بجا مىآورند ، و او چون شنيده است كه تو گفتهاى من قصد دارم حج عرب را بمعبد صنعا انتقال دهم خشمناك شده و اين عمل را در معبد صنعاء انجام داده است ! ابرهة كه از ماجرا مطلع شد سخت برآشفت و قسم ياد كرد كه به مكه برود و خانهء كعبه را ويران سازد ، و براى اين منظور لشگر حبشه را برداشته و با چند فيل بسوى مكه حركت كرد ، اعراب كه اين خبر را شنيدند برايشان گران آمد كه ابرهة براى ويران كردن خانه خدا « كعبه » اقدام كند و جهاد با او را فرض و لازم دانستند ، از اين رو مردى از بزرگان و اشراف يمن بنام « ذو نفر » بپاخاست و قوم و قبيلهء خود را بجنگ با ابرهة فرا خواند و ديگر قبائل و سائر اعراب را نيز تحريك كرده حميت آنان را در دفاع از خانه خدا و جنگ با كسى
هامش
[ ( 1 ) ] ابن هشام در اينجا شرحى راجع بلقب نسأة ذكر كرده كه چون دخالتى در داستان ابرهة نداشت و براى عموم خوانندگان ملال آور بود از نقل آن خوددارى شد و خلاصهء آن را كه ما انتخاب كرديم اين است كه نسأة : كسانى بودند كه در زمان جاهليت ماهها را روى نظر خويش بتأخير مىانداختند و حرمت ماههاى حرام را كه سه ماه متوالى بود گاهى بماههاى ديگر مىانداختند و آنچه در اين ماهها بر آنها حرام بود بر خويش مباح ميساختند و بجاى آن يكى از ماههاى حلال را قرار ميدادند مثلا حرمت محرم را كه جزء ماههاى حرام بود به ماه صفر كه جزء ماههاى حلال بود مىانداختند و بدين ترتيب هر عملى كه ميخواستند در ماه محرم انجام ميدادند و آيهء شريفه : « انما النسىء زيادة فى الكفر . . . » ( سوره برائه آيه 37 ) نيز به همين منظور بر پيغمبر اكرم نازل شد