تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة مقدمه 4

مساهمون:

صمقدمه ٤
ابن اسحاق بدنبال انجام اين كار رفت و كتاب مفصلى در تاريخ نگاشت و بنزد منصور برد ، منصور پس از اينكه آن را ديد گفت : اين كتاب خيلى طولانى و مفصل است آن را مختصر كن ، ابن اسحاق از روى آن ، كتاب سيره را مختصر كرد و هر دو را بنزد منصور برد ، منصور دستور داد نسخهء اصل را در خزينه بگذارند و مختصر آن را به پسرش مهدى بدهند [ ( 1 ) ] . ولى در مقابل اين عقيده جمعى ديگر معتقدند كه ابن اسحاق كتاب سيره را پيش از ورود ببغداد و توقف در نزد خلفاى عباسى در مدينه نوشت ، و دليلشان نيز بر اين عقيده آنست كه گويند : تمام راويانى كه ابن اسحاق در اين كتاب از آنها حديث نقل كرده اهل مدينه و يا از اهل مصر و اسكندريه هستند ، و از هيچيك از راويان عراق نامى در آن نيست ، و كسى هم كه اين كتاب را از محمّد بن اسحاق نقل كرده شاگردش ابراهيم بن سعد است كه او نيز از اهل مدينه است ، و از اين مطلب هم كه بگذريم در داستان جنگ بدر مطالبى به چشم مىخورد كه مخالف با چيزهائى بود كه خلفاى عباسى دربارهء ( جدّ خود ) عباس بن عبد المطلب انتشار داده بودند . زيرا محمّد بن اسحاق در اين كتاب جريان شركت كردن عباس را در لشكر قريش ذكر كرده و همچنين جريان اسارت او را بدست مسلمانان و ساير مطالبى كه عباسيين راضى بانتشار آنها نبوده‌اند نقل مىكند [ ( 2 ) ] و بهر صورت پس از تدوين كتاب سيرة انظار دانشمندان و محدثين از آن زمان
هامش
[ ( 1 ) ] و برخى گفته‌اند : نسخه اصلى اكنون در كتاب خانهء كوبريلى در آستانه موجود است . [ ( 2 ) ] ولى در همان جريان جنگ بدر از آغاز تا انجام آن مطالبى ديده مىشود كه عقيدهء دستهء پيشين را تأييد مىكند مانند مذاكرهء عباس و ابو جهل درباره خواب عاتكة و داستان رسيدن خبر شكست قريش به مكه و حديث ابو رافع و گفتار او با ابو لهب و ساير چيزهائى كه گفته ما را تأىيد مىكند .