( 1 ) حصين بن سلام را چگونه مردى ميدانيد ؟
گفتند : او آقا و آقازاده و بزرگ و دانشمند ما است ! اين سخنان را كه گفتند ، من وارد مجلس شده بدانها گفتم : اى گروه يهود از خدا بترسيد و آنچه اين مرد آورده بپذيريد ، به خدا شما به خوبى ميدانيد كه اين شخص پيامبر و فرستادهء خدا است ، و نام و اوصاف و خصوصيات او را در كتاب آسمانى خود « تورات » خواندهايد و من گواهى مىدهم كه او رسول خدا است و به دو ايمان آورده و گفتههايش را تصديق ميكنم و دانستهام كه او پيامبر الهى است .
آنان گفتند : دروغ ميگوئى و شروع ببدگوئى من كردند من برسول خدا صلى اللّه عليه و آله رو كرده گفتم : بشما عرض نكردم كه اينان مردمانى دروغزن و باطل هستند گروهى هستند مكار و دروغگو و فاجر .
پس از اين جريان من اسلام خود و خانوادهام را آشكار ساخته و عمهام خالده نيز مسلمان شد و تا به آخر كار نيز پايدارى كرد .
اسلام مخيريق :
مخيريق - چنانچه گفتيم - از أحبار و دانشمندان يهود و مردى ثروتمند بود كه نخلستان زيادى در مدينه داشت ، او كه اوصاف رسول خدا صلى اللّه عليه و آله را با آنچه در كتابها ( راجع به پيامبر آخر الزمان ) خوانده بود منطبق ديد حضرت را شناخته بود متمايل بدين اسلام گشت ( و در باطن مسلمان شد ) . و هم چنان ميزيست تا جنگ أحد پيش آمد در آن روز كه مصادف با روز شنبه بود در مقابل يهود ايستاد و گفت :
به خدا شما ميدانيد كه پيروزى محمّد بر شما حتم است ! آنها گفتند : كه امروز روز شنبه است ( و روز اين سخنها نيست ) مخيريق ( كه ناراحت شده بود بدانها نفرين كرده ) گفت : شنبه برايتان مبادا .
سپس اسلحهء جنگ بتن كرده از پيش يهود خارج شد و خود را در أحد بنزد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله رسانيد و بنزديكان خود گفت : اگر من در اين جنگ كشته شدم تمام اموال و دارائى من مال محمّد است تا هرطور خدا به دو دستور دهد در آن