( 1 ) افراد سخنور و زيرك قريش را انتخاب كرده و بدربار نجاشى بحبشه بفرستند تا بوسيلهء او مهاجرين را از حبشه اخراج كرده و به مكه باز گردانند .
براى اين منظور عبد اللّه بن ابى ربيعة و عمرو بن عاص را ( كه در سلك مشركين ميزيستند ) انتخاب كرده و با هداياى بسيارى براى نجاشى و درباريان او بحبشه روانه كردند .
از آن سو ابو طالب كه از جريان مطلع شد اشعارى گفته و آنها را براى نجاشى فرستاد و در آن اشعار او را مدح كرده و تشويق بدفاع از مهاجرين نمود [ ( 1 ) ] .
دنبالهء داستان از زبان ام سلمة :
ام سلمة ( كه خود در زمرهء مهاجرين بود و بعدها بهمسرى رسول خدا صلى اللّه عليه و آله درآمد ) گويد : ما در كشور حبشه در كمال امنيت و آسايش زندگى ميكرديم و بدون هيچگونه واهمه و آزارى كه از مشركين بما برسد و يا سخنان ناهنجارى كه در مكه از آنان مىشنيديم بپرستش خداى يگانه اشتغال داشتيم ، قريش كه از وضع ما مطلع شدند تصميم گرفتند براى استرداد ما دو تن از مردان چالاك و زيرك خود را با هداياى بسيارى از اشياء نفيسى كه مخصوص مكه بود بدربار نجاشى بفرستند ، و از جمله چيزهاى نفيسى كه از مكه بخارج ميبردند پوستهاى قيمتى طائف بود كه از آنها مقدار زيادى براى نجاشى فرستادند ، و براى هر يك از سرلشگران و درباريان نجاشى نيز بفراخور حال او هديهء فرستادند .
هدايا را بهمراهى عبد اللّه بن ابى ربيعة و عمرو بن عاص بحبشه ارسال داشتند و بدانها سفارش كردند كه پيش از آنكه بحضور نجاشى باريابيد و با او سخن گوئيد هداياى سرلشگران و درباريان را بدهيد و جريان را بايشان گفته آنان را با خود همراه كنيد آنگاه بنزد نجاشى رفته و هداياى او را بدهيد و پيش از آنكه نجاشى با مهاجرين سخن گويد از او درخواست كنيد آنان را بشما تسليم كند .
هامش
[ ( 1 ) ] سيرة ج 1 : 333 - 334 .