( 1 ) سودة دختر زمعه . . . مالك بن زمعه ( برادر زن سكران ) با همسرش عمرة دختر سعد بن وقدان . . . حاطب بن عمرو . . . سعد بن خولة . . . كه از اهل يمن و هم سوگند با اين قبيله بود .
از بنى حارث بن فهر :
ابو عبيدة بن جراح . . . - كه نامش عامر بود - سهيل بن بيضاء . . . . - و بيضاء نام مادر اوست و پدرش بوهب موسوم است - عمرو بن ابى سرح . . . عياض بن زهير و برخى بجاى او ربيعة بن هلال . . . را ذكر كردهاند - عمرو بن حارث . . . عثمان بن عبد غنم . . . سعد بن عبد قيس . . . حارث بن عبد قيس . . . كه رويهم هشت نفر بودند .
و شمارهء افرادى كه بحبشه هجرت كردند باستثناى كودكانى كه همراه خود بردند و يا در حبشه به دنيا آمدند مجموعا هشتاد و سه نفر بودند و اين در صورتى است كه عمار بن ياسر را هم به حساب بياوريم لكن هجرت او بحبشه مشكوك است .
و از كسانى كه دربارهء مهاجرت بحبشه شعر گفت يكى عبد اللّه بن حارث . . .
بود كه چند قطعه شعر در اين باره گفته است و ديگر عثمان بن مظعون است ( كه هر دو جزء مهاجرين بودند ) كه اشعارى در اين باره گويد و تعريضى هم در اشعار مزبور بأمية بن خلف پسر عموى خود كه او را در مكه ميآزرد دارد . . . [ ( 1 ) ]
فرستادگان قريش در دربار نجاشى
مهاجرين مكه در حبشه منزل كردند و دور از شكنجهء مشركين و صدمات و آزار ايشان در محيط آسايش و امنى روزگار بسر ميبردند ، مشركين كه ديدند مسلمانان از چنگالشان فرار كرده و در حبشه بخوشى و آسايش بسر مىبرند براى استرداد آنها بمكة و آزار ايشان انجمنى تشكيل داده و قرار شد دو نفر از
هامش
[ ( 1 ) ] براى اطلاع از اشعار مزبور بسيرة ج 1 : 331 - 332 مراجعه شود .