تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
( 1 )

خبرهاى كاهنان عرب ، و أحبار يهود ، و رهبانان نصارى ، از آمدن رسول خدا صلى اللّه عليه و آله

رفته رفته زمان بعثت پيغمبر اسلام صلى اللّه عليه و آله نزديك ميشد ، احبار يهود ، رهبانان نصارى ، كاهنان عرب خبر آمدن و ظهور آن حضرت را در آن نزديكى بمردم گوشزد ميكردند . امّا أحبار و رهبانان از روى كتابهائى كه داشتند اوصاف آن حضرت و زمان ظهورش را دانسته بودند . و امّا كاهنان عرب بوسيلهء اجنّه‌اى كه در آسمانها از فرشتگان استراق سمع اخبار را ميكردند ، و ستارگان شهاب نيز در آن زمان از صعود آنها جلوگيرى نمىكردند از اين جريان اطلاع يافته بودند ، و سالهاى زيادى بود كه زنان كاهنه و مردان كاهن از آمدن آن حضرت خبر ميدادند ولى اعراب به اين اخبار اهميتى نميدادند تا هنگامى كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله مبعوث شد دانستند كه مقصود كاهنان آن حضرت بوده است . و چون زمان بعثت فرا رسيد و از استراق سمع شياطين و صعودشان بآسمانها بوسيلهء ستارگان شهاب جلوگيرى شد ، جنيان دانستند كه پيش آمدى از جانب خداى تعالى در زمين رخ داده است . و دربارهء منع شياطين و جنيان از صعود بآسمانها خداوند آيات ذيل را برسول خود صلى اللّه عليه و آله نازل فرمود : « بگو ( اى محمّد ) به من وحى شد كه گوش فرا داشتند تنى چند از جن و گفتند : همانا ما شنيديم قرآنى شگفت را ، كه رهبرى كند بسوى راستى پس ما بدان ايمان آورديم . و هرگز بخداى خويش شرك نورزيم ، و آنكه مقام و مرتبه پروردگار ما بلند شد كه نگرفت همسر و نه فرزندى ، و مردم كم خرد ما بر خدا بدروغ و بيهوده