مورد نظر يا منبع آن را ذكر نمىكند ، تا صحت و سقم آن ارزيابى شود .
20 - در صفحهء 44 باز از « تحرير الوسيله » عبارتى را نقل مىكند كه به هيچوجه با متن اصلى همخوانى ندارد و نقل قول نامبرده پس از مراجعه به اصل ، معلوم مىشود كه افترايى بيش نيست . « 1 »
21 - در صفحهء 45 از شهيد سيد محمد باقر صدر نقل مىكند : « در كتاب تشيع پديدهاى طبيعى ، كه در چارچوب دعوت اسلامى است ، اين مرد معتقد است مذهب شيعه دين حق است و غير آن حق نيست و آن مذهب اصل و استوار است و از همه مىخواهد به موجب آن ، مذهب خود را تصحيح كنند . » نويسنده از ما مىخواهد به صحفهء 52 كتاب شهيد صدر نگاه كنيم ؛ ولى ما وقتى به صفحهء مذكور و سپس تمام كتاب نگاه كرديم ، اينچنين متن يا معنايى را پيدا نكرديم . « 2 »
22 - نويسنده باز در صفحهء 46 مىگويد : باقر صدر ادعا مىكند كه امام على ( رض ) از غيب آگاه بود « علم بما كان وسيكون » و با رجوع به صفحهء مورد اشاره ، اثرى از اين عبارت نيافتيم ؛ بلكه شهيد صدر در
هامش
( 1 ) تحرير الوسيله ، ج 2 صفحه 241 .
( 2 ) « التشيع و الاسلام » ، تأليف آيت الله سيد محمد باقر صدر ، يكى از آثار ارزنده دربارهء چگونگى پيدايش تشيع است و دهها بار در بلاد عربى چاپ شده و ترجمهء فارسى آن هم توسط برادر عزيز ، مرحوم على حجتى كرمانى ، تحت عنوان « تشيع مولود طبيعى اسلام » بارها تجديد چاپ شده است . در اين كتاب ، همانطور كه شهيد شقاقى مىگويد : آنچه را كه مؤلف سراب نقل كرده و به شهيد صدر نسبت داده است ، وجود ندارد و عجيب آنكه مؤلف سراب ، در اوج رذالت و دنائت ، شهادت اين عالم بزرگوار توسط بعثىهاى عراق را نعمت الهى مىداند ! ! در واقع ، با اين موضعگيرى ماهيت واقعى خود را نشان مىدهد . . . . ( مترجم ) .