سازمان آزاديبخش فلسطين از ديدگاه اسلامى سزاوار آن است كه نمايندگى يكى از مسلمانان فلسطينى را برعهده گيرد ؟ » باز ما داورى در اين مورد را به عهدهء خوانندگان محترم - و بويژه فلسطينىها - مىگذاريم .
28 - مؤلف در صفحهء 61 مىگويد : بعضى اعتراض دارند كه بخارى در صحيح خود شش روايت از برخى شيعيان را كه شيعهء اهل بيت بودند ، پذيرفته است ؛ سپس اين مطلب را رد مىكند و آنان را تنها « دوستدار اهل بيت » نه شيعه مىنامد !
البته مشهور است كه در كتب حديث اهل سنت ، قريب به يكصد نفر از شيعيان ، نقل حديث كردهاند كه بعضى از آنان به عنوان « شيوخ » در بخارى معرفى شدهاند . نگاه كنيد به « الميزان » ذهبى و « المعارف » ابن قتيبه تا ميزان راستگوئى مؤلف « سراب » را دريابيد . تنها براى نمونه مىگوئيم : الفضل بن دكين از شيوخ بخارى بود و ابن قتيبه در « المعارف » دربارهء وى مىگويد « او از رجال شيعه است . » ذهبى در « الميزان » نيز همين را مىگويد . مالك اسماعيل از شيوخ بخارى است و ابن سعد در الطبقات دربارهء وى مىگويد : « او شيعى بسيار تندى بود . » « 1 »
29 - در صفحهء 165 از « تاريخ الامم الاسلامية » محمد خضرى نقل
هامش
( 1 ) رجوع كنيد به اقتصادنا كه از صحيح بخارى صفحه 446 و سنن ابوداود صفحهء 450 و صحيح ترمذى ص 727 ، احاديثى را نقل نموده و عجيب است كه مؤلف سراب ، احاديث نقل شده در كتاب را دروغ وجعلى معرفى مىكند ! آيا واقعاً تعصب كور وى باعث شده كه حتى احاديث كتب صحاح خود را مجعول بداند ؟