كه بتوان بر مبناى آن موضوع غيبت او را درك كرد اصولى به نظر مىرسد .
2 . غيبت قائم مهدى در قرآن
تفاسير شيعى قرآن ، بسيارى از آيات را بعنوان مظهرى از نقش قائم و غيبت او مىنگرند . از جمله آيه زير است :
« چنين نيست قسم ياد مىكنم به ستارگان بازگردنده كه به گردش آيند و در مكان خود رخ پنهان كنند » ( تكوير ، 6 - 15 ) .
بنا به بيان امام باقر ( ع ) آيه مذكور بدين معنى است كه امامى در سال 260 / 847 در پرده غيبت فرو مىرود ، آنگاه دوباره ناگهان همچون شهاب ثاقبى در شب تار ظاهر مىشود ( ( 19 ) ) .
ابن فرات ، كلينى و صدوق آيه زير را اين گونه تفسير مىكنند : « اى رسول ما بازبگو ( به كافران ) به ديدهء تأمل بنگريد كه اگر آب كه مايه زندگى شماست صبحگاهى همه به زمين فرو رود ( جز خدا ) كيست كه باز آب گوارا براى شما پديد آرد » ( ملك ، 30 ) .
آنها معتقدند كه اين آيه استعارهاى است بر غيبت امام ، كه حضور او در ميان مردم به آب گوارايى مىماند كه همه نيازمند آشاميدن آنند ( ( 20 ) ) .
منصور يمان ( قرن چهارم هجرى ) نويسنده اسماعيلى مذهب در اين رابطه نظرى موافق كلينى دارد و معتقد است كه بعضى آيات قرآنى كه ظاهرا درباره روز قيامت نازل شده در واقع به ظهور قائم پس از غيبت مربوط مىشود . بنا به گفته كلينى آيه :
« و آنان كه روز قيامت و جزا را تصديق كنند » ( معارج ، 26 )
به كسانى كه به ظهور قائم معتقدند ، بر مىگردد ( ( 21 ) ) . منصور يمان تفسيرى رمزى از آيه ديگر مىكند :
« و گروهى از مردم منافق گويند ما به خدا و روز قيامت ايمان آوردهايم