34 / 654 ) نخستين كسى است كه مهدى را در كاربرد اعتقادى آن بعنوان منجى به كار برده است ( ( 7 ) ) . البته ذكر اين نكته حائز كمال اهميت است كه خليفه دوم عمر بن خطاب ، قبل از كعب از غيبت سخن رانده است . پس از رحلت پيامبر ( ص ) در سال 11 / 632 ، عمر وانمود كرد كه محمد ( ص ) رحلت نكرده بلكه همچون موسى پنهان شده و سرانجام از غيبت بازخواهدگشت . ولى ابو بكر ، ادعاى عمر را تكذيب كرد و آيه زير را از قرآن بيادش آورد كه نشانگر مرگ پيامبر ( ص ) مىباشد ( ( 8 ) ) :
« ( اى رسول عزيز ما ) شخص تو و همهء خلق البته به مرگ از دار دنيا خواهيد رفت . آنگاه روز قيامت همه در پيشگاه عدل پروردگار خويش دادخواهى مىكنند » ( زمر ، 39 ، 1 - 30 )
مختار ، كه در سال 66 / 685 در كوفه قيام كرد ، پيرو ابن حنفيه ( متوفى 4 - 81 / 3 - 700 ) بود ( ( 9 ) ) . وى ، بعنوان مدعى امامت مهدى در مفهوم نجاتبخش آن ، ابن حنفيه را به اين لقب خواند ( ( 10 ) ) . پس از آن ، نام ابن حنفيه با فرقه كيسانيه پيوند خورد . كيسانيه منكر مرگ او شدند و او را مهدى موعود خواندند كه در كوه رضوا از ديدهها غائب شده و سرانجام قيام مسلحانه خواهد كرد و بىعدالتى را از بين خواهد برد ( ( 11 ) ) . عقيدهء كيسانيه نقش عمدهاى در تاريخ سياسى اسلام در دوران امويان داشت ، زيرا تبليغات عباسيان كه موجب سقوط امويان شد ، در واقع ، از اين فرقه منشعب مىشود ( ( 12 ) ) . اشعار كثير ( متوفى 105 / 723 ) و سيد حميرى ( متوفى 173 / 789 ) بيانگر عقايد كيسانيه است . حميرى نخست پيرو اين فرقه بود ، لكن گفته مىشود كه پس از بحث با امام صادق ( ع ) براى او محرز شد كه امام غائب اين حنفيه نبوده بلكه امام دوازدهم مىباشد و از نسل حضرت حسين بن - على ( ع ) است و به اماميه گرويد ( ( 13 ) ) .
زيديه نيز واژه مهدى را در مفهوم نجاتبخش انتهاى تاريخ در مورد رهبران خود كه عليه عباسيان قيام مسلحانه كردند همچون محمد نفس زكيه ( متوفى 145 / 762 ) ، محمد بن جعفر صادق ( متوفى 203 / 818 ) ، و محمد بن قاسم الطالقان ، كه در سال 219 / 834 ( ( 14 ) ) ناپديد شد ، به كار بردند . ابن طاووس نمونهاى از اين
تاريخ سياسى غيبت امام دوازدهم ( عج ) ( فارسي ) — صفحة 35
مساهمون: جاسم محمد حسين
ص٣٥