كارآييهاى ابن روح وى را مطلوب مقام سفارت ساخته بود . در حقيقت ، روايت منسوب به ابو سهل نوبختى مؤيد اين معناست . عدهاى از اماميه از ابو سهل نوبختى علت اينكه وى به جاى ابن روح به سفارت نرسيده است را جويا شدند . او پاسخ داد :
« آنان - ائمه ( س ) - بهتر از هر كس مىدانند چه كسى را به اين سمت برگزينند . من آدمى هستم كه با دشمنان رفت و آمد دارم و با ايشان به بحث مىنشينم . اگر آنچه را كه ابو القاسم ( ابن روح ) درباره امام مىداند مىدانستم ، شايد در بحثهايم با دشمنان و جدال با آنان مىكوشيدم تا دلائل بنيادى را بر وجود امام ارائه دهم و در نتيجه محل اقامت او را آشكار سازم . اما اگر ابو القاسم امام را در زير جامهء خود پنهان داشته باشد ، بدنش را قطعهقطعه كنند تا او را نشان دهد ، هرگز چنين نخواهد كرد » ( ( 13 ) ) .
اين مدرك دلالت دارد كه ابن روح عمدتا بخاطر وفادارى و هوشيارى كه به كرات از خود بروز داده به سفارت ارتقاء يافته است . بنابراين عقيده ساشدينا « 1 » كه فكر مىكند انتصاب ابن روح بعنوان سفير امام دوازدهم ، « بايد تحت نفوذ عضو برجسته ديگرى از خاندان نوبخت ، موسوم به ابو سهل اسماعيل بن على ( از رهبران اماميه كه در روزهاى آخر عمر سفير دوم براى تعيين ابو القاسم به سفارت حضور داشت ) ، گرفته باشد » محلى از اعراب ندارد ( ( 14 ) ) .
در واقع ، نكات ديگرى هم هست كه ما را به رد عقيده ساشدينا وامىدارد .
نخست آنكه انتصاب ائمه اثنى عشر به امامت از امام على بن ابى طالب ( ع ) تا امام دوازدهم ، نه با دخالت پيروان آنها و نه با انجام انتخابات ، صورت نگرفته است .
چنان كه كرارا در سراسر اين اثر ذكر شد امام جديد بر اساس نص از طرف امام قبلى در آخرين وصيت خود ( تعيين بالنص ) به امامت مىرسيد . بعلاوه در انتصاب سفير اول و دوم از همين شيوه تبعيت شد . اينان با دستور امام به سفارت و وكالت ارتقاء يافتند و شاهدى وجود ندارد تا ثابت كند ابن روح به طريق مشابه منصوب نشده باشد .
هامش
( 1 ) .Sachedine.