نعمانى پنج علامت كه بر قيام قائم مهدى حقيقى مقدم مىشود را روايت مىكنند :
الف - سفيانى در سوريه قيام مىكند و فقط نه ماه بر آن ناحيه استيلا خواهد يافت .
ب - در همان حال شخصى موسوم به يمانى ( قحطانى ) طغيان خواهد كرد و بسوى مكه پيش خواهد رفت ( ( 113 ) ) .
ج - پس از آن نفس زكيه ، از اعقاب امام حسن ( ع ) ، در مكه قيام خواهد كرد . ساكنين آنجا او را خواهند كشت و سرش را براى سفيانى مىفرستند .
د - او لشكرى را عليه اهل مدينه اعزام خواهد كرد ، ولى خداوند آن را در حوالى شهر به زمين فرو خواهد برد .
ه - پس از آن در بامداد صيحهاى آسمانى نام كامل قائم مهدى را اعلام خواهد داشت و آن حضرت بر اساس آن در مكه قيام خواهد كرد . اين حوادث متواليا در طول يك سال رخ مىدهد ( ( 114 ) ) .
از ارائه اين علائم نفى ادعاهاى رهبر اسماعيلى كه پس از قيام سال 296 / 908 خود را مهدى خواند توسط اماميه لازم مىآيد ( ( 115 ) ) . تأكيد بر اين علامات موجب شد تا عامه اماميه از ورود در آن بخش از فعاليتهاى شيعيان كه در آن سازمان امامت ( وكالت ) دخيل نبود بپرهيزند . اين بينش با روايات منقوله از امامان قبلى كه در حدود اين دوره روايت مىشود ، به اماميه هشدار مىدهد تا قبل از قيام قائم در هيچ انقلابى شركت نجويند ، تأييد مىشود ( ( 116 ) ) .
نشر اين احاديث مردم را به اين احساس رهنمون مىساخت كه زندگى مسالمتآميزى پيش گيرند و خود را درگير فعاليتهايى كه ممكن است به انقلابى بيانجامد درگير نسازند . اين نتيجهگيرى توأم با پنج علامت ظهور قيام قائم ، عدهاى از اماميه را تحريض مىكرد تا عقيدهء تشكيل حكومت خاندان پيامبر ( اهل بيت ) را در مسئوليت شخص قائم بدانند و هر گونه قيام مسلحانهاى را تا آن زمان به تعويق اندازند .
در حقيقت نشر اين احاديث هشدارى بود عليه شركت در فعاليتهاى مسلحانهاى كه از ناحيه مدعيان دروغين رهبرى مىشد . اما بخاطر روشى كه مردم در تفسير احاديث پيش مىگرفتند ، توجه اندكى به احاديثى شده كه مؤمنان را جهت آمادگى براى قيام امام دوازدهم بعد از غيبت تحريض مىكند . از امام دهم روايت شده كه
تاريخ سياسى غيبت امام دوازدهم ( عج ) ( فارسي ) — صفحة 182
مساهمون: جاسم محمد حسين
ص١٨٢