آنان را در اقتدار خويش يارى كردند . در نتيجه قيام آنها اعلام شد ( ( 85 ) ) و بنا به گفته طبرى اين قيام در روستاهاى كوفه در سال 278 / 891 رخ داد ( ( 86 ) ) .
در غيبت امام دوازدهم به نظر مىرسد اسماعيليه فرصت خوبى يافته باشند كه تودههاى اماميه را در تلاش سياسى خود به كار گيرند . به گفته ابن اثير مبلغ قرامطه ، موسوم به يحيى بن مهدى به بحرين رفت . در آنجا جمعيت زيادى از شيعيان ساكن بودند . آنان به نوبهء خود وى را پذيرفتند و قول دادند كه اگر مهدى قيام كند از او حمايت خواهند كرد . قرامطه با اين ابزار در بسط تبليغات خود در قبيلهء عربى قيس موفق شدند و شروع به گردآورى خمس نمودند ( ( 87 ) ) . اينان با استفاده از همان روشها ، فعاليتهاى خود را در قبايل اسد ، طى و تميم در سواد گسترش دادند و در همان حال در صحراى سماوه ، قبيله بنو عليص ، كه مسير بازرگانى ما بين كوفه و دمشق را نگهدارى مىكرد ، به آنها پيوست ( ( 88 ) ) .
قابل ذكر است كه قرامطه عقايد فرقهاى و موقعيت اقتصادى مردمى كه با آنها كار مىكردند را در نظر مىگرفتند . بنابراين متوجه مىشويم كه تبليغات ايشان عمدتا در ميان مردمى كه گرايشات شيعى داشتهاند نشر مىيافته است ، همچون قرامطيون ، كه در قيام زنج شركت داشتند ( ( 89 ) ) ، و نيز در بين مردم سواد ( ( 90 ) ) ، كه به منظور بهبود شرايط اقتصادى و اجتماعى خود به هر قيامى مىپيوستند .
شواهدى وجود دارد كه قرامطه به پيروان خود اجازه مىدادند مخالفين خويش را به قتل رسانند و اموال آنها را مصادره كنند ( ( 91 ) ) . به نظر مىرسد اماميه از خطر اين جواز آگاه بودهاند ، زيرا حكومت بنى عباس ممكن بود آنان را به اين عقيده متهم سازد و به اين بهانه به آسانى به آنها متعرض شود . چون اماميه و قرامطه هر دو شيعه بودند و در يك ناحيه مىزيستند و مراسم مذهبى يكسان داشتند و در انتظار قيام قائم مهدى در آيندهاى نزديك بسر مىبردند ، براى حكومت نيز مشكل بود تا بدون تحقيق گسترده و دقيق بين آنها تفاوتى بيابد .
2 - 3 . امام دوازدهم خواهان آن بود تا پيروان خود را از نفوذ قرامطه محفوظ دارد و حكومت وقت را وادارد تا ميان قرامطه و هواداران خود تفاوت قائل شود . شايد به همين دليل بود كه گفته مىشود حضرتش در نامهاى كه به سفير دوم خود نوشت ، محمد بن ابى زينب و پيروان او ( قرامطه ) را لعن كرد و
تاريخ سياسى غيبت امام دوازدهم ( عج ) ( فارسي ) — صفحة 177
مساهمون: جاسم محمد حسين
ص١٧٧