ديباچه [ مؤلف ]
جاى كمال خوشوقتى است كه در اين كتاب پژوهشى نو درباره غيبت امام دوازدهم ( ع ) به علاقهمندان تاريخ اديان تقديم مىشود . در حقيقت ، نسبت به اين موضوع ، بويژه در غرب بنحو علمى و تحقيقى عنايت كمى صورت گرفته و بحث پيرامون آن از ژرفنگرى برخوردار نبوده است . اثر دكتر حسين ، تا حدودى مىتواند در اين رابطه خلأ را پر كند .
نويسنده ، با استفاده از مآخذ قديمى ، نادر ، و غير مشهور تشيع مطالعهاى تفصيلى را در نهضت شيعه اماميه از زمان امام ششم ، حضرت جعفر صادق ( ع ) تا آخر غيبت صغراى امام دوازدهم ( ع ) انجام داده است . آنچه ارائه مىشود تصوير روشنى از سازمان مذهبى مخفى با هواداران و پيروانى در سراسر دنياى اسلام است .
اين سازمان مىبايست مخفى بماند و به فعاليت خود ادامه دهد ، زيرا پيوسته تحت شكنجه و آزار و زجر زمامداران قرار مىگرفت .
نيروى عظيمى كه نهضت را متحد مىساخت و دكتر حسين به شرح آن مىپردازد ، اعتقادى بود كه به امامت بعنوان نهاد مركزى كه قادر به حفظ تماميت اسلام است وجود داشت . امامت ابزارى است كه بوسيلهء آن عدالت و مساوات سرانجام در جهان حاكميت خواهد يافت . دكتر حسين به ذكر احاديثى كه درباره مهدى ( ع ) از ديرباز در ميان شيعيان رايج بوده مىپردازد . وى همچنين اين نكته را مشخص مىسازد كه گرچه حيرتى در مورد اينكه كدام امام ، حضرت مهدى ( ع ) است در بين شيعيان وجود داشته ، لكن در ميان احاديث موجود دلائلى وجود دارد