بالنتيجه ، امامت پسرش على بن موسى الرضا ( ع ) را رد كرده و به گروه جديدى بنام واقفه منشعب شدند ، و وجوهات سازمان را در جهت اهداف خود به كار بردند .
از اينرو امام رضا ( ع ) تعدادى از وكلاى كارآزموده و بيش از صد هزار دينار را از دست داد ( ( 13 ) ) . امام رضا ( ع ) در فاصلهء سالهاى 202 - 183 / 817 - 799 به حل مسأله ، حد اقل به صورت جزئى پرداخت و ماهيت واقعى قائم مهدى را به نقل از امامان پيش براى اعضاء واقفه روشن كرد . بنا به روايت كشى به نظر مىرسد آن حضرت در اقناع بعضى از اعضاء واقفه نظير رواسى و پيروان او در قبول امامت خود موفق بوده است ( ( 14 ) ) .
در همين اثنا نقش وكالت توسعه يافت تا نيازها و وظايف جديد جامعه را مورد پذيرش قرار دهد . وكلاى امام رضا ( ع ) عبارت بودند از عزيز بن مهتدى در قم ( ( 15 ) ) ، صفوان بن يحيى در كوفه ( ( 16 ) ) ، عبد اللّه بن جندب و عبد الرحمن بن حجاج در بغداد ( ( 17 ) ) . عبد الرحمن بن حجاج به همراه هشتاد وكيل ديگر رهبرى سازمان را تا زمان امام نهم ، حضرت جواد ( ع ) به عهده داشت ( ( 18 ) ) ، و موفقيت چشمگيرى در حفظ سازمان از انشعابات جديد ، بدست آورد . بعلاوه شيوههاى كارگزاران او در جهات مختلفه بويژه در گسترش فضاى تقيه با اجازه دادن به بعضى از پيروان خود به شركت در دستگاه دولتى و ارتش عباسيان توسعه يافت ( ( 19 ) ) .
در دوران طولانى امامت حضرت امام دهم على هادى ( ع ) ( 254 - 220 / 868 - 835 ) جريانهاى جديدى بخاطر شرايط تاريخى در بين اماميه پديدار شد ، حركتهايى كه بعدها در زمان امام دوازدهم نقش خطرناكى را بازى كرد .
چنان كه پيش از اين ذكر شد ( فصل دوم ، صفحات 88 - 81 ) ، متوكل سياست مأمون را اجرا كرد . مأمون امام رضا ( ع ) و پسرش امام جواد ( ع ) را به دربار خود متصل ساخته بود تا روابط آنها با پيروانشان محدودتر شود و تحت نظر قرار گيرند . همين سياست را متوكل در مورد امام هادى ( ع ) به كار برد . در سال 233 / 847 وى آن حضرت را از مدينه به سامرا فرا خواند ، تا ما بقى عمر را در آنجا بگذراند ( ( 20 ) ) .
فقدان تماس مستقيم بين امام ( ع ) و پيروانش نقش مذهبى و سياسى وكالت را افزايش داد به نحوى كه كارگزاران ( وكلاء ) امام ، مسئوليت بيشترى در گردش
تاريخ سياسى غيبت امام دوازدهم ( عج ) ( فارسي ) — صفحة 136
مساهمون: جاسم محمد حسين
ص١٣٦