و ساده بدست نيامده ، براى نگارش آن بسيارى از كتب قديمه را با دقت تمام مطالعه كردهام ، مانند : « كتاب الالوف ابو معشر » 3 ستارهشناس ، و كتاب « هروشيش صاحب القصص » 4 ، و : « كتاب القروانقه » از يرونم الترجمان 5 ، و نيز كتابى ديدم در احوال حكماى يونان در آن كتاب مقام علمى و مسكن هريك از حكما را نگاشته ، و اينكه وى در روزگار سلطنت كداميك از پادشاهان جهان مىزيسته است .
بدين شيوه ديرگاهى در كتب قدما مطالعه و تحقيق نمودهام ، تا اين علم را :
( تاريخ پيدايش دانش پزشكى ) فراگرفتم ، و از سوى ديگر انجام درخواست ترا بر ذمهء خود واجب و بر خويشتن لازم مىدانستم ، لاجرم اين رساله را گردآورده و در نگارش آن مبادرت ورزيده ، و نسخهء آن را به نزد تو مىفرستم ، قدر آن را بدان ، اين يك هديهء گرانمايه است كه خداوند به تو عطا فرموده ، و بدين موهبت در ميان ديگر همگنان دونهمت سرافرازت گردانيده است ، مسيح عليه السلام مىگويد :
« هر بهرهء را كه مردمان از خرد يابند ، آن نعمتى است كه از درگاه نور از آسمان فرود آمده است » 6 ، پس خداى را بدين موهبت كه به تو ارزانى داشته سپاس گوى ، و او را ستايش كن ، و از او بخواه كه فضل و نعمتش را بر تو افزون نمايد و خدا يار تو باشد .
شرح
( 1 ) - سليمان بن حسان پزشك معروف به « ابن جلجل » در سدهء چهارم هجرى در شهر قرطبه پايتخت ( دار الخلافهء اسلامى ) كشور اندلس مىزيسته است ، وى پزشكى نامدار ، استاد علم طب ، پزشك خاص دربار خلافت اموى ( در اندلس ) ، و در علوم حكمت و تاريخ اطباء و حكما قدوه و مرجع اهل فضل آن ديار بوده است .
يكى از اميرزادگان دانشپژوه منتسب بخاندان خلفاى اموى مىخواهد تاريخ علم پزشكى را فرابگيرد ، در انديشه شناختن نخستين گروه پيشروان و بنيادگذاران اين دانش مىباشد ، و هرچه جستجو مىكند كتاب يا مقالى در تاريخ علم طب بدست نمىآورد ، و چون از مقام فضل و دانش ابن جلجل آگاه مىگردد و علم مطلوب خود را نزد او سراغ مىكند ، نامهء به او نوشته و از او مىخواهد : كه آنچه را از تاريخ پيدايش علم پزشكى در نتيجهء مطالعه و نظر در كتب قدما فراگرفته است برشته تحرير درآورده برايش رسالهء ( كتابى ) در تاريخ علم طب تأليف نمايد .
و ابن جلجل بعنوان اجابت درخواست اميرزاده اين كتاب را تدوين و تأليف نموده