چشمانش آب آورد و نگذاشت چشمانش را ميل زنند ، و گفت : دنيا را ديدهام »
اين داستان جالب نيز مانند داستان پيش در نسخهء حاضر ديده نمىشود ، و هيچيك از نويسندگانى - كه از ابن جلجل روايت كردهاند - نيز آن را نقل ننموده اند بويژه ابن ابى اصيبعه كه هرگز نظير اين داستان جالب از او فوت نمىشود بدون آنكه آن را در ترجمهء احوال مبسوط رازى بياورد .
پارهء از قرائن نشان مىدهد كه نسبت اين داستان بابن جلجل از راستى بدور مىباشد ، و ناچار بايد گفت ابن خلكان در روايت اين خبر دچار وهم يا خطائى گرديده است از آن قرائن :
1 - رازى در سال 313 ه ديده از جهان بربسته و منصور بن نوح سامانى از سال 350 - 360 ه سلطنت كرده است يعنى نيم قرن پس از وفات رازى ، پس نمىتوان رازى را معاصر منصور دانست .
2 - ابن جلجل نام اين كتاب ( كتاب صنعت كيميا ) را در فهرست كتب و مؤلفات رازى ياد نكرده است .
3 - ابن جلجل در ترجمهء احوال رازى درباره علت كورى او مىگويد :
« چشمانش آب آورد » و اين داستان را كه با اين علت مخالفت و مباينت دارد در آنجا ياد نكرده است .
وصف نسخهء خطى منحصربهفرد طبقات الاطباء و الحكماى ابن جلجل كه مورد استناد اين چاپ مىباشد
كتاب طبقات الاطباء و الحكماى ابن جلجل جزء مجموعه خطى است مشتمل بر چندين كتاب :
1 - كتاب طبقات ابن جلجل از ص 1 تا ص 75
2 - كتاب الفصول الحكمية و النوادر الطبية التى كتب بها يوحنا بن ماسويه الى تلميذه حنين بن اسحاق حين انقطع عن مجلسه از ص 76 تا ص 107
3 - كتاب طب المشايخ و حفظ صحتهم - از ابن الجزار - ص 107 تا ص 158
4 - كتاب بدل العقاقير - مجهول المؤلف از ص 158 تا ص 166
5 - رسالة اسحاق بن عمران « سم ساعة » الى اخوانه فى تدبير الصحة - از ص 167 تا ص 173