باختلاف الوانها و اصباغها و أئتلافها على قدر النسبة ، فوصل بذلك الى علم التصوير فوضع اولا حركة جامعة لجميع الحركات ثم فصلها بالنسبة العددية ، و وضع لا اجزاء المؤتلفة على ذلك ، فصار الى علم تصوير المتصورات ، فقامت له صناعة الديباج و صناعة كل مؤتلف ، و الف فى ذلك كتابا » .
فيلسوف يونانى ارسطوطاليس - كه خود از شاگردان مدرسه فلسفى افلاطونى و از پيروان مكتب او بوده در « كتاب السياسة » 1 در فصل « فى السلطان » از اين مطلب و پارهء اصطلاحات آن ياد نموده وى خطاب به اسكندر وصايائى بيان نموده مىگويد : « يا اسكندر تحفظ بهذه النفس الشريفة الملكوتيه فانها وديعة عندك و لا تكن من الجهال المستسلمين ، و ان امكنك ان لا تقوم و لا تقعد و لا تأكل و لا تشرب الاعلى اختيار من النجوم فافعل و بهذا علم الفاضل افلاطن مواقع الاجزاء المؤتلفات باختلاف الوانها عند تصورها بالنسب التأليفيه فقامت له صناعة الديباج و جميع المصورات »
ص 84 س 20 و آن هشت كلمه عبارت مىباشند از : ارسطوطاليس در كتاب خود : « السياسة » - ( سر الاسرار ) - آخر مقاله سوم اين هشت سخن حكمت شعار را به شكل ستاره هشتپر يا دائرهء كه هشت قوس مماس و متلاصق در پيرامون آنست نموده و در رأس هر پر يك سخن از سخنان هشتگانه نوشته شده است بدين شكل :
1 - جهان باغى است كه ديوار آن دولت است .
2 - دولت فرمانروائى است كه روش او بر قانون است .
3 - قانون سياست جهاندارى است كه شاه آن را اداره مىكند
4 - پادشاه شبانى است كه سپاه او را يارى مىكند .
5 - سپاه ياورانى مىباشند كه بمال ( خواسته ) برپاى مىباشند
6 - خواسته ( مال ) روزى است كه رعيت آن را گرد مىآورد
7 - رعيت گروهى بردگان مىباشند كه داد ايشان را ببردگى گرفته است .
8 - داد ( عدل ) خوى دمساز مردمان است و جهان بدان استوار باشد .
ارسطوطاليس خود در وجه تشبيه « عالم » - يعنى عالم انسانيت و جهان مردمان
شرح
( 1 ) - ارسطوطاليس كتاب السياسة را - كه : سر الاسرار نيز ناميده مىشود براى اسكندر مقدونى نوشته و مشتمل بر وصايا و دستور العملهائى است در سياست ملكدارى و جهانبانى . اين كتاب را يوحنا بن البطريق در قرن سوم هجرى از زبان يونانى به عربى ترجمه كرده و نسخههائى از ترجمهء او در كتابخانههاى جهان موجود مىباشد - و در عصر حاضر يكى از فضلاى عصر آن را از روى ترجمهء فرانسوى بار ديگر به عربى ترجمه كرده است .