بويژه نقاشيها و صور گياهان با رنگهاى گوناگون - كه بىگمان از روى نسخه اصل يونانى گرفته و نقاشى شده - و نسخهء اصل يونانى را به ياد مىآورد بر عظمت و بزرگى و اهميت نسخه بسى افزوده است .
كتاب الحشائش طبق نسخهء مخطوطهء نامبرده هشت مقاله است در متن كتاب مىگويد : اصل كتاب الحشائش تأليف ديسقوريدوس شش مقاله بوده و دو مقاله اخير يعنى مقالات هفتم و هشتم آن الحاقى و تأليف ديگر دانشمندان يونانى است .
و براى آنكه نمونهء از نحوهء مطالب اين ترجمه ( نسخهء آستانه ) و نقاشى و صور گياهان در پيش چشم خواننده باشد دو صفحه از آن پيوست اين مقال گراور گرديد .
ص 81 سطر 5 - 16 افلاطون :
دربارهء فلسفهء افلاطون و نظريه : « ارباب انواع » كه حكماى اسلام از آنها به : « المثل الافلاطونيه » تعبير نمودهاند ، و همچنين همبستگى فلسفه افلاطونى با فلسفه حكما و فلاسفهء پارس ( مشرقزمين ) ، و ريشههاى فلسفهء پارسيان و عقايد و آراء فلسفى افلاطونى در كتاب اوستا ، دانشمندان و محققان قديم و جديد و خاورشناسان به تفصيل بحث و تحقيق نمودهاند .
اما در اين كتاب ابن جلجل فصلى دربارهء فلسفهء افلاطونى نگاشته كه در پرده از اجمال و ابهام و غموض پيچيده است .
اينجانب ( مترجم كتاب ) نظير اين مطالب و اصطلاحات را دربارهء فلسفهء افلاطونى در هيچيك از منابع و مراجع قديمه و جديده نديدهام ، و غرض اصلى ابن جلجل را در اين عبارات و جملات مرموز آن نيز درك نمىكنم .
اينك عين عبارات مزبور براى مطالعه و مداقهء اهل فضل نگاشته مىشود اميد است در حل و فك رموز آن همكارى و يارى نمايند .
ابن جلجل در طى ترجمه احوال افلاطون و بيان آثار و عقايد فلسفى او مىگويد :
« و له فى التأليف كلام لم يسبقه احد اليه ، استنبط به صناعة الديباج ، و هو - الكلام المنسوب الى الخمس النسب التأليفية التى لا سبيل الى وجود غيرها فى جميع الموجودات المؤتلفات ، فلما احاط علما بطبائع الاعداد و معرفة الخمس النسب التأليفية ، استشرف الى علم العالم كله ، و عرف مواقع الاجزاء المؤتلفات الممتزجات