تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الأطباء والحكماء ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
شرح
آمده است بنام : « شنيف المقرى » يعنى : شنيف مهمان‌دار [ چنان كه در المقتبس 118 آمده است ] وى از مردم شهر قرطبه و از موالى ( بردگان ) بنى الزجالى بوده است . شغل وى مهماندار بود ، و بر اداى فرايض مواظبت مىنمود ، و تا سال 283 ه نيز مىزيسته است ، شايد مقصود از شنيف مذكور در متن همين شخص باشد ؟ مانعى هم ندارد كه منصب ( صاحب البريد ) و ( صاحب القرى ) را هر دو باهم دارا بوده است . ( 4 ) - صاحب البرد : برد جمع بريد يعنى رئيس قاصدها ( 5 ) - وى مردى اديب . . . : اين عبارت در كتاب العيون تا پايان ترجمه ابو بكر چنين است : « وى مردى اديب فاضل خوش‌محضر خوش‌گفتار بود ، و در اواخر عمر به بيمارى قروح احليل مبتلا شد ، و از مداواى آن عاجز گرديد ، و خداوند قادر توانا عجز و ناتوانى او را به او بنمود ، و ناچار احليل خود را قطع كرد ، و امير المومنين الناصر قضاى شذونه را به او واگذار نمود » . ( 6 ) - شذونة : شهرستانى است متصل به شهرستان ( مورور ) مساحت آن پنجاه ميل در پنجاه ميل مىباشد ، و اين شهرستان از مراكز سوق الجيشى بوده ، و در هنگام فتح اندلس سپاه فلسطين در آنجا فرود آمده است ، نعمتهاى بروبحر در اين شهرستان فراوان است لذريق در هنگام فتح فلسطين بسال 96 ه در اين شهرستان شكست خورده است ( صفة جزيرة الاندلس ص 100 )
طبقات الأطباء والحكماء ( فارسى ) — صفحة 189 | سليمان بن حسان الأندلسي ( ابن جلجل ) / سيد محمد كاظم امام