تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الأطباء والحكماء ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤

42 - محمد بن فتح طملون 1

وى مولى ( برده ) عمران بن ابى عمر 2 بود ، در علم پزشكى چنان مقامى ارجمند يافت كه در روزگار خويش بر همكنان برترى جست ، پزشك خاص هيچ‌يك از ملوك و مهتران نگرديد ، او را به پيوستن بدربار پادشاهان و مهتران بسيار بخواندند و او عذر خواست ، و به يارى امير او را از اين كار معذور بداشتند ، در روزگارش كس از بزرگان و مهتران نبود مگر اينكه به او نيازمند بود ، از ابو الاصبغ بن خيوى 3 شنيدم كه گفت : يك روز نزد وزير عبد اللّه بن بدر 4 بودم ، فرزند او محمد را دملى عارض گرديده كه همهء تن او را فراگرفته بود چند تن از پزشكان بر بالين او آمده بودند طملون نيز ميان ايشان بود ، هريك از آن پزشكان درباره اين‌گونه قرحه‌ها و اسباب و علل حدوث آنها سخن مىگفت ، طملون خاموش بود و سخنى نمىگفت ، وزير روى به او كرده و گفت : بيار تا چه دارى كه تو را خاموش مىبينم ، طملون گفت : من مرهمى دارم كه در همين روز اين قرحه را بهبود بخشد ، وزير چون اين سخن او بشنيد روى به او كرده و فرمان داد تا آن مرهم را حاضر سازد ، طملون مرهم بياورد ، و بر قرحه ماليد ، و شبانگاه قرحه خشك شد ، عبد إله بن بدر پنجاه دينار زر با جامهء به او جائزه داد ، و پزشكان ديگر از سراى امير تهىدست بازگشتند .
شرح
( 1 ) - ترجمهء احوال او جز در العيون 1 : 41 - 42 ، و الوافى بالوفيات صفدى در منابع ديگر نيامده است ، و هر دو عينا از ابن جلجل گرفته‌اند . ( 2 ) - عمران بن ابى عمر : پيش ازين در شماره 41 ترجمهء احوال او گفته شد . ( 3 ) - در العيون : « ابو الاصبغ ابن حوى » نوشته ، ترجمهء او را جائى نديدم ، جز اينكه ابن الفرضى ( 1 : 274 ) ترجمهء احوال ابن الاصبغ ابن حيويه : عيسى بن محمد ابن ابراهيم را متوفى بسال 374 ه نوشته است ، اين شخص معاصر ابن جلجل بوده ، شايد اين ( ابو الاصبغ بن خيوى ) همين شخص باشد ؟ ( 4 ) - عبد إله بن بدر و فرزندش محمد : ترجمهء احوال اين دو تن را در جائى نديدم
طبقات الأطباء والحكماء ( فارسى ) — صفحة 184 | سليمان بن حسان الأندلسي ( ابن جلجل ) / سيد محمد كاظم امام