40 - اسحاق پزشك 1
وى پدر : « ابن اسحاق » 2 وزير بود ، در نزديكى مسجد طاهر 3 مسكن داشت ، پيرو كيش مسيح بود ، بدست خود كارهاى ( طبى ) را انجام مىداد ، پزشكى آزموده بود ، مىگويند : از او سود بسيار بمردم رسيد ، كارهاى شگرفى از او به ياد گار ماند ، چندان پخته و سرد و گرم روزگار چشيده بود ، كه بر همهء مردم روزگار خود برترى داشت ، در روزگار فرمانروائى امير عبد اللّه مىزيست ، و پس از او زمان دولت الناصر لدين اللّه عبد الرحمن بن محمد 4 فرارسيد ، و در روزگار فرمانروائى او خيرات روى بفزونى داشت ، كتابهاى طب و ديگر علوم از مشرقزمين باندلس سرازير شد ، نيروهاى نهفته در مردمان به جنبش و به كار گراييد ، و چند تن از پزشكان نامدار در آغاز دولت او ظهور كردند 5
شرح
( 1 ) - ترجمهء اسحاق الطبيب در هريك از كتابهاى : الطبقات 78 ، العيون 2 : 32 - 43 الاخبار ص 359 ، نزهة العيون ورق 92 ب باختصار آمده است ، و همگى ترجمه او را از ابن جلجل نقل كردهاند ، وى در زمان خلافت الناصر عبد الرحمن سوم ( 300 - 350 ه ) مىزيسته است .
( 2 ) - يحيى بن اسحاق وزير و پزشك ترجمهء احوال او در صفحهء 185 خواهد آمد .
( 3 ) - در العيون مىگويد : « وى در شهر قرطبه اقامت داشت »
( 4 ) - الخليفه الناصر عبد الرحمن ( سوم ) بن محمد ، وى در سال 300 ه در اندلس بامارت نشست ، و در سال 317 ه امارت خود را بعنوان ( خلافت ) ناميد و او را امير المؤمنين خواندند ، و او نخستين خلفاى اموى در اندلس مىباشد ، و خلافت او ناهنگام وفاتش بسال 350 ه ادامه داشت .
( 5 ) - صاعد اندلسى در طبقات خود ( ص 66 - 65 ) شرح مبسوطى درباره انتقال كتب علمى و علوم از مشرقزمين باندلس و اهتمام دانشمندان اندلس بتاليف كتب طبى و نجوم و فلسفه نوشته است .