38 - خالد بن يزيد 1
خالد ( بن ) 2 يزيد بن رومان نصرانى ، وى در علم پزشكى مقامى ارجمند داشت و در روزگار خود در اين دانش جنبشى كرد ، در محلهء كنيسهء : « سنت اجلج » 3 سكونت داشت ، و سراى او در آنجا بود ، و بنام « * » سراى ابن الشطجيرى الشاعر 4 معروف بوده است ، از راه طبابت خواسته و املاك بسيار بدست آورد ، و در 5 پهلوى سراى خود گرمابهاى ساخت ، كه بنام خودش معروف گرديد ، ( 4 ) كارها را بدست خود انجام مىداد ، داروهاى گياهى را خوب مىشناخت ، كارهاى خيرى در شهر انجام داده بود كه مردم شهر قرطبه از آنها بهرهمند مىگرديدند ، پزشك مصرى نسطاس بن جريج 6 رسالهء بنام او بعنوان « البول » نوشت ، از خالد يك پسر برجاى ماند كه او را « يزيد » نام نهاده بود ، اما در علم طب بمقام پدر نرسيد .
شرح
( 1 ) - ترجمهء احوال خالد بن يزيد جز در كتاب العيون 2 : 41 - آن هم به نقل از ابن جلجل ( همين كتاب حاضر ) و به همين عبارات او ، و در كتاب نزهة العيون : از ابن رسول 121 ب باختصار در يك سطر - در جاى ديگر گفته نشده است خالد معاصر نسطاس بن جريج المصرى بوده كه در دولت بنى الاخشيد ( سال 321 ه تا سال 334 ه ) مىزيسته است .
( 2 ) - كلمهء ( ابن ) فقط در العيون آمده است .
( 3 ) - اين عبارت در العيون چنين است : « و او در محل بيعة سبت اخلج مسكن داشته است » ، بيعه بمعنى : كنيسه است ، و كلمهء ( شنت ) بمعنى : « قديسSanto» مىباشد ، اين كلمه در نامهاى اندلسى با افزودن نام قديس بسيار آمده مانند : « شنت مريه » ، و « شنت يعقوب » و غير اينها ، و در مصادرى كه در دست مىباشد « شنت اجلج » كه در متن آمده ديده نشد و در كتاب « اخبار مجموعة » ص 12 چاپ اسپانيا بسال 1867 . م در بيان داستان فتح قرطبه
هامش
( * ) خانهء او بواسطهء اينكه چند دست پيش از او متعلق به ابن الشطجيرى الشاعر بوده يا او بنا كرده است و سپس دستبدست به خالد رسيده ازاينرو به نام سراى : « ابن الشطجيرى » الشاعر معروف بوده است ، اين رسم در ايران نيز معمول بود و هنوز هماكنون در برخى از ولايات جنوبى خانههائى هست با اينكه در مالكيت ديگرى است بنام مالك يا بانى قديم معروف مىباشد .