شرح
( 4 ) - كتاب : « عجايب البلدان » ، در اين كتاب از تقويم ( طول و عرض و موقع جغرافيائى و اوصاف بلدان ) سخن مىراند ، ابن البيطار ( 2 : 167 ) و همچنين كشف الظنون از اين كتاب ياد كردهاند .
( 4 ) - كتاب الفصول و البلاغات : كسى جز ابن جلجل از اين كتاب ياد نكرده و نسخه آن بدست ما نرسيده است .
( 5 ) - اين عبارت در المسالك چنين است :
« مگر بسوى مهدى عبيد إله و بسوى عمويش ابو طالب » اما اين زيادتى خطاست زيرا ابن الجزار معاصر مهدى نبوده و مهدى عموى ابو طالب نبوده ، و درست همان است كه ابن جلجل در اينجا گفته است . و مراد از ابو طالب احمد بن عبيد إله المهدى مىباشد
( 6 ) - خليفه المعز لدين اللّه ابو تميم معد بنيادگذار دولت فاطمين در مصر كه بسال 365 ه در گذشته است .
( 7 ) - « منستير » شهرى بوده در ساحل افريقيه و مركز اجتماع جمعى از زهاد و عباد بوده و احاديث نبوى بسيارى در فضيلت اين شهر وارد شده است ، و در آخر كتاب ؟ « شجرة النور - الزكية » رسالة هست درباره المنستير و فضائل و جغرافى و اوصاف آن .
( 8 ) - ابو حنيفه نعمان بن محمد بن منصور بن حيون ، وى در صحبت المعز لدين إله فاطمى در هنگام استيلاى بر كشور مصر بان ديار درآمد ، و در آنجا بر مسند قضاوت نشست ، و كتابهاى بسيارى در دعوت دولت فاطميين و در نصرة آل البيت تأليف كرد ، و در سال 363 ه . در مصر درگذشت ( ابن خلكان 2 : 166 و روضات الجنات خونسارى 728 ) .
( 9 ) - قاضى نعمان دو پسر داشت : ابو الحسن على بن نعمان متوفى بسال 374 ه . و ابو عبيد إله محمد بن نعمان متوفى بسال 389 ه . و هر دو تن نامبردگان بهمراهى پدر خود نعمان در ركاب المعز لدين إله بسرزمين مصر درآمدند ، و هر دو تن در دولت فاطميين در مصر بر مسند قضا نشستند .
( 10 ) - در اصل مثقال نوشته است ، اما مقصود از يك مثقال در آن عهد در اندلس يك دينار بوده است .
( 11 ) - خليفه المعز لدين إله نامبرده ، اين امر دليل است بر آنكه اين داستان پيش از رفتن المعز لدين إله از افريقيه بمصر بسال 361 ه . رخ داده است .