34 - ابو جعفر الجزار 1
ابو جعفر احمد بن ابراهيم ابن ابى خالد الجزار : وى از مردم شهر قيروان و پيرو دين حنيف اسلام ، و پزشك فرزند پزشك بوده است . عموى او ابو بكر 2 از كسانى بود كه اسحاق بن سليمان را ديده و با او صحبت داشته بود ، در علم طب تأليفات مهمى دارد ، وى در علم طب و ديگر علوم پيوسته بمطالعه ، درس ، بحث و حفظ مشغول بود ، در موضوعات غير طبى نيز تأليفاتى دارد مانند : چند كتاب او در تاريخ 3 و كتاب ( الفصول و البلاغات ) ، 4 وى در زندگانى اجتماعى آدم مخصوصى بود ، و در رفتار و نشست و برخاست با مردم خوى و شيوهء ويژهء خود داشت ، در شهر قيروان هرگز كسى لغزشى از او نديد ، هرگز با بزمنشينان انباز نگرديد ، در تشييع جنازهها و مجالس جشن عروسيها حاضر مىشد و در سوگ و سورها با ديگر مردمان همدردى مىكرد و شادمان و انباز بود ، اما در اينجور جاها هرگز چيزى نمىخورد ، بسراى مهتران افريقا هرگز روى نمىآورد ، از پادشاه آن سرزمين هرگز بار نخواست - جز ابو طالب 5 عموى معد - 6 كه دوست ديرينهء او بود ، و هر روز آدينه سوار شده براى ديدارش بسراى او مىشتافت - ، بديدار كس ديگر از بزرگان افريقيه نرفت .
هرساله در هنگام گرماى تابستان آهنگ دريا بار نموده ، و همه تابستان را در « منستير » 7 - كه بندرى است در كرانهء دريا - مىگذرانيد ، آنگاه بافريقيه بازمىگشت ، بر در سراى خود « باجهء » - اطاقكى - نهاده بود ، و در ميان آن يكى از بردگان خويش را - كه رشيق نام داشت - نشانيده ، و همهگونه معجونها ، شربتها ، داروها در دسترس او گذارده بود ، و چون بامدادان قارورههاى بيماران را مىديد ، دستور مىداد تا بيماران به نزد آن برده شوند ، و هر دارو كه ايشان را بايد از او برايگان بگيرند اين كار براى آن بود كه او خويشتن را برتر از آن مىدانست كه از كسى براى معالجه دستمزد يا در بهاى دارو چيزى دريافت نمايد .