تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 552

مساهمون:

ص٥٥٢
بشناسند . امام از اجابت خواست مأمون امتناع كرد و به او گفت : شروطى را كه بين من و تو بوده است مىدانى و آن عدم دخالت من در هر كارى از كارهاست . مأمون گفت : من مىخواهم به اين وسيله دل تودهء مردم و لشكريان و شكرگزاران اين امر محكم شود و دلهايشان مطمئن گردد و به فضلى كه خدا به تو عطا كرده است اقرار كنند . ( 1 ) و مأمون بر اين كار اصرار ورزيد و امام ناچار به اجابت آن شد ولى با او شرط كرد كه براى نماز طورى خارج شود كه جدّش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و جدّش امير المؤمنين على عليه السلام خارج مىشد . مأمون به او گفت : « هرطور كه خواستى خارج شو . » آنگاه به قواى مسلح و ساير مردم دستور داد كه از امام رضا عليه السلام استقبال كنند ، و تمام مردم خارج شدند و منتظر خروج امام عليه السلام بودند در وسط جاده‌ها و از بالاى بامها . چون خورشيد طلوع كرد امام برخاست و غسل نمود و عمامهء سفيد به سر گرفت و دو طرف تحت الحنك را تا روى سينهء خود بين دو كتفش رها كرد و به خدّام خود نيز گفت چنين كنند ، و سپس عصايش را در دست گرفت و با اين حالت متواضعانه خارج شد و سر مباركش را به سوى آسمان بلند كرد و چهار تكبير گفت ، و لشكريان آماده شدند و با بهترين لباس خود را آراستند . سپس امام بر در ايستاد و چهار تكبير گفت و فرمود : « اللّه اكبر على ما هدانا ، اللّه اكبر على ما رزقنا من بهيمة الانعام الحمد للّه على ما ابلانا » . و زمين با تكبير به ضجّه در آمد و مردم موج مىزدند در حالى كه صدايشان به تكبير بلند بود و در صورت امام عليه السلام صورت جدّش رسول اللّه ( ص ) را به ياد آوردند ، كسى كه در زمان زندگى منطقى در روى زمين گسترش داشت ، سپس آنها فهميدند بدعتهايى را كه حكام بعد از آن حضرت از روى ظلم و ستم پديد آوردند . امام بزرگوار عليه السلام با پاى برهنه راه مىرفت و در هر ده قدمى
حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 552 | الشيخ باقر شريف القرشي / سيد محمد صالحى