بودن در او وجود مىداشت و خود آيه و نشانه مىشد نه اينكه موجودات ديگر آيه و نشانهء براى او باشند . قول محال كه مخالف حق و حقيقت است حجّتى در بر ندارد و سؤال در بارهء خدا فاقد جواب است . و در غير اين صورت ، خداوند تعظيم و احترام نشده است و در عقيده به اينكه خداوند بكلّى با مخلوقين مباينت و غيريت دارد ظلم و افترايى بيش نيست . موجود ازلى محال است كه مركّب باشد يا دوئيت در او راه يابد ، و آنچه آغازى ندارد محال است مخلوق باشد و آغاز و انجامى برايش تصور شود .
معبودى نيست جز اللّه كه بزرگ و بلند مرتبه است . كسانى كه خدا را با ديگر موجودات يكسان مىدانند دروغ گفتهاند و به ضلالت بزرگى دچار گشتهاند و بوضوح و آشكارا زيان نمودهاند . و درود خدا بر محمد و خاندان پاكش باد . » « 1 »
( 1 ) اين خطبهء بزرگ كه حاوى بحثهاى مشكل فلسفى و كلامى است ، قدرت و توانايى علمى بالاى امام رضا عليه السلام را نشان مىدهد ، و اشتباه عباسيان روشن شد كه خواستند عجز امام و عدم قدرت او را در بحث علمى امتحان كنند . مسلّم است كه بيشتر شنوندگان خطاب امام را نمىفهميدند و از مسائل فلسفى كه امام عرضه مىكرد و از اهمّ قضاياى توحيدى كه مطرح مىشد ، بىاطلاع بودند .
( 2 )
خطبهاى كه امام براى مأمون نوشت
مأمون از امام رضا عليه السلام خواست براى او خطبهاى بنويسد كه وقتى براى مردم نماز مىخواند آن را ايراد كند . پس او عليه السلام اين خطبه عظيم را
هامش
( 1 ) التوحيد ، صص 43 - 41 .