و قرب زمانى داشتن ، آنها را از ازلى بودن بازداشته است ، و فقدان بعضى از حالات و صفات ، آنها را از كمال دور ساخته است ، و افتراق و جدايى آنها دليل و نشانهء وجود جدا كنندهء آنهاست ، و تباين و تفاوت آنها نشانهء وجود تفاوت دهندهء آنهاست و خالق اشياء توسط آنها بر عقول آدميان تجلى كرده و به وسيلهء آنها از چشمها پنهان گرديده است . ملاك استدلال افكار در بارهء خداوند همين اشياء و موجودات است و در اشياء تغييرات را قرار داده و دليلشان بر اساس اشياء است و اقرار به وحدانيت خود را به سبب وجود اين اشياء به آنها الهام فرموده است .
( 1 ) تصديق و اقرار به خداوند توسط عقول صورت مىپذيرد و با اقرار به خدا ايمان كامل مىگردد . تا معرفت و شناخت نباشد ديانت كامل نمىشود ، و تا اخلاص نباشد معرفت و شناخت انجام نمىگيرد ، و با اعتقاد به تشبيه اخلاص در بين نخواهد بود ، و اگر كسى در مورد خداوند به صفاتى زائد بر ذات قائل شود تشبيه را نفى نكرده بلكه در واقع قائل به تشبيه شده است . هر چيزى كه در مخلوق يافت شود در خالقش وجود نخواهد داشت و هر آنچه در مورد او امكان داشته باشد در بارهء صانعش محال و ممتنع خواهد بود . در مورد او حركت و سكون وجود ندارد . چگونه امكان دارد چيزى را كه خود ايجاد كرده در مورد او مصداق يابد يا آنچه را خودش آغاز كرده و به وجود آورده به سوى او بازگردد و در مورد او مصداق پيدا كند ؟ اگر چنين بود نقص و كاستى و كمبود در ذاتش راه مىيافت و كنهش از وحدت در آمده داراى اجزاء مىشد و ازلى بودن در موردش محال مىگرديد و خالق مثل مخلوق مىشد . اگر براى او پشت تصور شود مقابل و روبهرو نيز تصور مىشود ، و اگر براى او تمام بودن فرض شود نقصان هم فرض مىشود . كسى كه حدوث دربارهاش محال نيست چگونه مىتواند ازلى باشد ؟ و كسى كه ايجاد شدن دربارهاش محال نباشد چگونه مىتواند ايجاد كنندهء اشياء باشد ؟ اگر چنين بود نشانهء مخلوق و مصنوع
حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 531
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص٥٣١