و بعضى از دولتهاى مسخره ( كه منظور دولتهاى بنى اميه و بنى عباس هستند ) در تاريكى طالب نور بودند ( يعنى با مخالفت اهل بيت ، طالب نور خلافت و امامت بودند ) ، پس چگونه طلب قرب به خدا كنند بعد از نماز و روزه جز با دوستى فرزندان پيامبر و ذرّيهء او و دشمنى با كبود چشمان و بنى اميه ؟
( 1 ) و هند و آنچه را سميّه و فرزندش ( كه مراد معاويه و يزيد و ابن زياد هستند ) كه در اسلام صاحب كفر و فسق و فجورند آنها عهد كتاب را نقض كردند و واجب و محكم آيات قرآنى را به دروغ و شبهههاى بىفروغ تبديل نمودند .
و نبود اين مگر محنتى كه ظاهر ساخت ايشان را به دعوى باطل كه از جماعت بد به ظهور آمده بود .
اين خلافت ايشان ارثى است بدون خويشاوندى و نزديكى ، و ملكى بدون هدايت ، و حكمى بدون مشورت . مصيبتى است كه كبودى آسمان را براى ما سرخ رنگ كرد و آب شيرين را تلخ نمود .
اين مذهبى كه در ميان ايشان است براى مردم سهل و آسان نبود مگر به خاطر آن بيعتى كه بىتأمل در سقيفهء بنى ساعده كردند كه ايشان در گمراهى هلاك افتادند و اين بيعتى بود كه بعد از وفات پيامبر كردند .
اگر با كسى كه پيامبر وصيت كرده بود بيعت كرده بودند ، او آنها را از لغزش در دين بازمىداشت ، برادر رسول خدا كه از همهء گناهان پاك و مصفّى است و كشندهء بزرگان كفر در ميدان جنگ است .
و اگر منكر او هستند غدير گواه حال اوست و بدر و احد دو كوه ثابت گواه نبرد اويند و آيات قرآن به فضل او دلالت دارد و ايثار قوت خود در سختىها نشانهء فضل ديگرى است .
( 2 ) و خصال حميدهء او سبقت دارد ، مناقبى است كه نمىتوان با مال يا چيز ديگر به آن رسيد مگر به طعن نيزهء تيز كه در راه خدا به جهاد پرداخت تا به آن نايل شد .
صاحب اين مناقب همراز جبرئيل بود ، در حالى كه شما معتكف بر عزّى و منات بوديد و آنها را مىپرستيديد . در اثر خانهاى كه در عرفات بود
حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 517
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص٥١٧