تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 478

مساهمون:

ص٤٧٨
سعيد و ابى البيط دستور داد كه كوفه را اشغال كنند و تمرّد را در هم بشكنند . لشكر ابراهيم حركت كرد و به قنطره نزديك دير الاعور رسيد . در آنجا به وسيلهء نيروى نظامى به سركردگى علويان ، على بن محمد بن جعفر و ابو عبد اللّه برادر بزرگتر ابو السرايا بازداشته شدند ، بنا بر اين آنها با هم برخورد كردند و سرانجام لشكر ابراهيم بن مهدى پيروز شد . سپس لشكر ابراهيم به سوى كوفه پيش رفت . آنها لباس سياه پوشيده بودند و شعارشان اين بود : « اى منصور ، اطاعت از مأمون نيست » . كوفيان ترسيدند و نتوانستند با آنها بجنگند . بنا بر اين آنها نماينده‌اى به نزد فرمانده لشكر ابراهيم به منظور دادن امان به عباس و طرفدارانش فرستادند و او پاسخ مثبت به آنها داد و با آنها شرط كرد كه عباس و اصحابش از كوفه خارج شوند . سپس نمايندگان به نزد عباس برگشتند و او چيزى نمىدانست و به او گفتند : يقينا همهء پيروان تو اراذل و اوباش هستند ، تو مىبينى كه مردم مواجه با جنگ و غارت و كشتار هستند ، بنا بر اين ما را ترك كن ، ما نيازى به تو نداريم . « 1 » در نتيجه عباس كوفه را با حزن و تأسف كامل ترك كرد . او فهميد كه كوفيان از او حمايت نمىكنند و به تعهد و وعده‌شان با او پايبند نيستند . آنگاه لشكريان ابراهيم وارد كوفه شدند اما هيچ درگيرى بين آنها و كسانى كه با امام به عنوان وليعهد بيعت كرده بودند رخ نداد . اين بود بعضى مناطقى كه در آنها براى امام رضا به ولايت‌عهدى بيعت گرفته شد . ( 1 )

كسانى كه از امام انتقاد كردند

بعضى از شيعيانى كه از امام براى قبول جانشينى بعد از مأمون عباسى
هامش
( 1 ) همان مأخذ .