سعيد و ابى البيط دستور داد كه كوفه را اشغال كنند و تمرّد را در هم بشكنند .
لشكر ابراهيم حركت كرد و به قنطره نزديك دير الاعور رسيد . در آنجا به وسيلهء نيروى نظامى به سركردگى علويان ، على بن محمد بن جعفر و ابو عبد اللّه برادر بزرگتر ابو السرايا بازداشته شدند ، بنا بر اين آنها با هم برخورد كردند و سرانجام لشكر ابراهيم بن مهدى پيروز شد . سپس لشكر ابراهيم به سوى كوفه پيش رفت . آنها لباس سياه پوشيده بودند و شعارشان اين بود : « اى منصور ، اطاعت از مأمون نيست » . كوفيان ترسيدند و نتوانستند با آنها بجنگند . بنا بر اين آنها نمايندهاى به نزد فرمانده لشكر ابراهيم به منظور دادن امان به عباس و طرفدارانش فرستادند و او پاسخ مثبت به آنها داد و با آنها شرط كرد كه عباس و اصحابش از كوفه خارج شوند . سپس نمايندگان به نزد عباس برگشتند و او چيزى نمىدانست و به او گفتند : يقينا همهء پيروان تو اراذل و اوباش هستند ، تو مىبينى كه مردم مواجه با جنگ و غارت و كشتار هستند ، بنا بر اين ما را ترك كن ، ما نيازى به تو نداريم . « 1 »
در نتيجه عباس كوفه را با حزن و تأسف كامل ترك كرد . او فهميد كه كوفيان از او حمايت نمىكنند و به تعهد و وعدهشان با او پايبند نيستند . آنگاه لشكريان ابراهيم وارد كوفه شدند اما هيچ درگيرى بين آنها و كسانى كه با امام به عنوان وليعهد بيعت كرده بودند رخ نداد .
اين بود بعضى مناطقى كه در آنها براى امام رضا به ولايتعهدى بيعت گرفته شد .
( 1 )
كسانى كه از امام انتقاد كردند
بعضى از شيعيانى كه از امام براى قبول جانشينى بعد از مأمون عباسى
هامش
( 1 ) همان مأخذ .