سپس دستور داد از آن ظروفى بتراشند و براى او تراشيدند و سپس فرمود : غذاى من در چيزى پخته نخواهد شد مگر در اين ظروف .
خانهء حميد بن قحطبهء طائى در سناباد بود ، جايى كه قبر هارون الرشيد در آنجاست . امام به آنجا رفت و به قبر هارون رسيد ، پس با دستش خطى كشيد و به آنهايى كه در اطرافش بودند گفت : اين زمين من است و من اينجا دفن خواهم شد ، و خدا اينجا را محل آمد و شد شيعيان و دوستان من قرار خواهد داد . به خدا قسم زايرى از اينها زيارت نكند مرا و سلام نكند به من مگر اينكه آمرزش و رحمت الهى بر او واجب مىشود و به شفاعت ما اهل بيت نائل مىگردد .
سپس رو به سوى قبله كرد و مقدارى نماز خواند و دعا كرد ، چون از نماز فارغ شد سجدهاى طولانى كرد كه در آن شمردم پانصد تسبيح گفت ، سپس چند لباسش را به حميد داد تا آن را بشويد . حميد آن را گرفت و به كنيزش داد و او در آن پيراهن رقعهاى را پيدا كرد ، فورا آن را به حميد داد و او آن را به امام عليه السلام داد و گفت : چه در آن است يا بن رسول اللّه ؟
امام عليه السلام فرمود : اين دعايى است كه هر كس آن را با خود حمل كند همهء شرور از او دفع مىشود ، و آن حرزى از شيطان رجيم و سلطان است .
و حميد از امام درخواست كرد كه آن را براى او بنويسد ، و اين نصّ آن است :
بسم اللّه ، انّى اعوذ بالرّحمن منك ان كنت تقيّا او غير تقىّ ، اخذت باللّه السّميع البصير على سمعك و بصرك ، لا سلطان لك علىّ و لا على سمعى و بصرى و لا على شعرى و لا على بشرى و لا على لحمى و لا على دمى و لا على مخّى و لا على عصبى و لا على عظامى و لا على اهلى و لا على مالى و لا على رزقنى ربّى سترت بينى و بينك بستر النّبوّة الّذى استتر به انبياء اللّه من سلطان الفراعنة ، جبرئيل عن يمينى
حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 450
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص٤٥٠